هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

34

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

گفتم : شما برويد ، من نمىتوانم بيايم . اصرار مىكرد كه من هم بىتو نمىروم ، مىمانم . به اصرار او را روانه كرد و خودم قدرى خوابيدم . دو ساعتى خوابم برد . بعد بيدار شده ، كمى درد پا ساكت شده بود . يك دست به ديوار گرفته ، لنگان لنگان از تخت پايين آمدم . دست و رويم را شسته ، لباس مختصرى پوشيده ، رفتم به اتاق سالن [ و ] روى نيمكت دراز شدم . نزديك ظهر بود [ كه ] مادام مرل به منزل برگشتند . با پسرش قدرى تعريف از اسب دوانى كرده ، نهار [ را ] با ما خوردند . بعد از ظهر هم بودند . هوا خيلى گرم شده [ است ] . عصر پسرش رفت ، ولى خودش را نگاه داشتم ، كه شب برويم توى شهر گردش كنيم . امشب « آتش‌بازى » در توى شهر هست و در سر تمام كوچه‌ها و معبرها موزيك مىزنند و مردم زن و مرد جمع شده ، مىرقصند و چراغان كرده‌اند . قصدم اين است [ كه ] چون پايم درد مىكند ، كالسكه گرفته ، توى شهر بگرديم و تماشا كنيم . گفتيم زودتر شام بدهند . دو روز است حسنعلى خان هم از لوازان « 1 » آمده [ به ] پاريس ، چون ما اتاق زيادى داريم ، در خانهء ما منزل كرده ، گاهى مىرود نزد جناب ضياء الملك ، ولى اغلب شبها اين‌جا است . همه باهم شام خورديم . او و يحيى خان ماندند خانه . من و مادام مرل در روى بان‌ها كه در توى باغ است ، نشستيم . كلفت را فرستاديم كالسكه گرفته ، بياورد . مدتى طول كشيد . مراجعت كرد [ و گفت ] كه : كالسكه نيست ، چون شب عيد است و مردم همه در گردش هستند ، كالسكه نيست . پاى من هم درد مىكند . هيچ نمىتوانم پياده راه بروم .

--> ( 1 ) . لوزان ( Lausanne ) ، يكى از شهرهاى زيباى اروپا ، در غرب جمهورى فدرال سوئيس ( Switzerland ) و مركز كانتون Vaud در كنار درياچه لمان ( Le ? man ) يا ژنو ( Geneva ) ، كه در سال 2003 م . 600 ، 115 نفر جمعيت داشته است . اين شهر در زمان باستان‌آباد بوده و در آن زمان يك اردوگاه نظامى رومى به شمار مىآمده و قرارداد لوزان در سال 1923 م . بين « متفقين » و « تركيه » در اين شهر منعقد گرديد .