هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

297

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بنده ، ثانيا نوشته پيش شجاع الدوله نوشتم ، كه رعاياى خودمان را هم مرخص بفرماييد ، بروند . بعد ، مهمان‌دارى براى بنده برقرار نمودند و وارد « 1 » قوچان نمودند . بيرون شهر قوچان ، باغى دلگشا از باغ‌هاى مخصوص خودش بود . در آن‌جا چادرپوشى زدند ، با چند چادر ديگر . 3 روز در آن باغ مهمان‌دارى كردند . به حساب « مهمانى » بود ، اما باطنا گويا « قرنتين » بود . بعد از 3 روز ، ما را وارد به شهر [ كردند ] . 3 روز هم در شهر مهمان‌دارى كرد ، و عيالى داشت مادر ابو الحسن خان ، مرحومه شد . تقريبا 6 ماه بود [ كه ] به اين ، مرض مبتلا بود . شجاع الدوله ، فرار اختيار نمود به كوه . به همراهش شاهزاده جليل ميرزا ، رئيس تلگراف‌خانه و شاهزاده عبد الله ميرزا عكاس « 2 » باشى [ هم رفتند ] . بعد ، بنده حركت نمودم و حاجى محمد حسين جواهرى هم با من است . به شيروان « 3 » رفتيم . بسيار مردمان بدى دارد و بسيار مخروبه است . منزل قابلى نيست [ كه ] كسى منزل كند . شب را در ميان « باغچه » به سر برديم . صبح خيلى زود سوار شديم ، رفتيم به چناران . از آن‌جا هم حركت نموده ، به بجنورد « 4 » وارد شديم . ديديم دكان و بازار [ را ] بسته‌اند و فرار اختيار نموده‌اند . سام الدوله هم فرار كرده ، به 5 فرسنگى شهر [ كه ] كوهى بود ، منزل نموده بودند . كاغذى به جهت او نوشتم كه : « ميل دارم شما را ببينم . همراهى كنيد به استرآباد « 5 » برويم . » جواب نوشته بودند كه : « به استرآباد نرويد ، راه مغشوش « 6 » است . » و اسبى هم از اسب‌هاى خانه‌زاد خودش ، به جهت بنده فرستاده ، و نوشته بودند

--> ( 1 ) . در اصل : وار ( 2 ) . در اصل : اكاس ( 3 ) . شيروان از شهرهاى استان خراسان شمالى ، كه مردمش ترك و كرد كرمانج هستند و در سال 1385 ه . ش . 903 ، 20 خانوار و 185 ، 84 نفر جمعيت را در خود جاى داده بود . ( 4 ) . در اصل : بوژنورد ( 5 ) . گرگان امروزى . ( 6 ) . در اصل : محشوش