هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

288

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« از طرح‌ريزى آقا محمد خان [ قاجار ] است . » در توى « 1 » باغ تالار كوچكى بود . تمام جرزهايش ، سنگ يك ذرع [ و ] دو ذرع داشت و حجارىهاى آن به نوعى بود كه به وصف نمىآيد . مىگفتند : « اينها هم از بناهاى شاه شهيد آقا محمد خان است . » رفتيم به « تلگراف‌خانه » ، جاى خوبى نبود . جناب « معظم » قرار دادند كه عمارتى به جهت « تلگراف‌خانه » بسازند . در دربند ارغون « 2 » شاه ، مشغول به همين صحبت بوديم كه ديديم « 3 » شورشى بلند شد . پرسيدند : « باعث چه مىباشد ؟ » عرض كردند : « سرباز فيروزكوهى است . » فرمود : « بيايند ، ببينم چه مىگويند . » آمدند [ و ] عرض كردند كه : « قرار گذاشته‌اند كه اين جان‌نثاران با سربازان سمنان و دامغان « 4 » ، هركدام 6 ماه در سرحد در سر خدمت باشيم . ما مدت 9 ماه است در سر خدمت هستيم ، بدون اين‌كه ضررى به كسى وارد بياوريم و كسى شكايت از ما كند . و سرباز سمنان و دامغان « 5 » ، كه 3 ماه خدمت مىكنند ، همهء اهل كلات [ از آنها ] شكايت دارند كه تا حتّى تمام در و پنجرهء ما را برده ، مىسوزانند . نه « صاحب‌منصب » ما و نه « خود » ما از آنها كه پست‌تر نيستيم و اين‌كه 3 ماه علاوه خدمت كرده‌ايم ، محض جناب جلالت مآب است . اگر حسب الحكم جنابعالى نبود ، يك روز نمىمانديم . و حال 70 نفر ناخوش داريم و بيش از اين طاقت ماندن نداريم . جنابعالى را قسم مىدهيم به حق شاه اوليا و به جق [ ه ] مبارك قبلهء عالم - روحنا فداه - كه ما را مرخص بفرماييد ، كه بيش از اين طاقت نداريم . »

--> ( 1 ) . در اصل : طوى ( 2 ) . در اصل : ارغوان ( 3 ) . در اصل : ديديديم ( 4 ) . در اصل : دامقان ( 5 ) . در اصل : دامقان