هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

28

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

دو سه ساعت گردش كرديم . در سايه توى خيابان‌ها ، همه‌جا بان « 1 » ها براى راحت هست ، نشستيم . جمعيت خيلى زياد است . هيچ نمىتوان قياس كرد [ كه ] چقدر است . باغ به اين بزرگى پر بود . ساعت پنج آب را باز مىكنند . جلو مرتبه اول كه پايين او جاى مدوّر بزرگى است و توى او يك حوض بسيار بزرگ گرد در وسط و چندين حوض‌هاى كوچك در پايين‌تر است ، مردم جمع شده بودند . ما هم صندلى گرفته ، نشستيم ، كه يك مرتبه آب‌ها باز شد . خدايا كه چقدر تماشا داشت . هيچ همچه چيزى را تصور نمىتوان كرد . حوض گرد مرتبه به مرتبه « 2 » است . هر مرتبه كوچكتر از ديگرى است ، تا در آخر يك مجسمه است . از دور اين مراتب هم آب جستن مىكرد و به توى حوض بزرگى كه دور او است ، مىريخت و چندين حوض‌هاى ديگر هم كه در همان وسعت‌گاه است . از وسط و دور آنها آب جستن مىكرد توى درخت‌هاى عظيم و سبزه‌هاى بىانتها به قدرى جلوه و تماشا داشت كه نمىتوان وصف كرد . قدرى اين‌جا را كه تماشا كرديم ، به تعجيل رفتيم جاهاى ديگر را ببينيم « 3 » ، چون به همه جهت نيم ساعت بيشتر نخواهد بود ، بعد مىبندند . و در سمت راست باغ ، جاى ديگر كه يك « درياچه » است و بيشتر از 200 فواره‌هاى مختلف دارد ، او را باز مىكنند . از اين مرتبه تا پايين باغ ، دو طرف همه‌جا در توى خيابان‌ها و گوشه [ و ] كنارها ، حوض‌ها و فواره‌ها به قدرى بودند كه از ديدن آنها عاجز شديم . بالاخره رفتيم به جايى كه مثل حياط گردى است ، دور او 24 طاق‌نما و ستون دارد ، كه او به باغ باز شد . فاصله هر ستونى حوض كوچك گرد سنگى پايه‌دار ساخته‌اند ، كه از وسط آنها فواره بالا مىرود . خيلى خوب جايى است . پايين باغ ، كنار درياچهء بزرگ ، كه كشتىهاى كوچك روى او كار مىكنند ، هم

--> ( 1 ) . بان ( Banc ) ، نيمكت ، جايگاه ( در زبان فرانسوى ) . ( 2 ) . طبقه به طبقه . ( 3 ) . در اصل : به‌بينيم