هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

275

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

يك نفر از گمرك‌چىها گفتند : « اين‌جا حاكم و قنسولى « 1 » از ايران نيست . بلند حرف نزنيد ، كه شما را تمام خواهند كرد . » جواب دادم كه : « خداوند عالم ، سايهء شاهنشاه را از سر ما كم نگرداند . ما ايرانىها ، هرجا كه برويم ، خودمان حاكميم . » دست به قمه كردم . واهمه كرده ، ما را رها كردند ، و به خيال [ خود ] مىخواستند [ كه ] سبيل بفرستند . اين بود كه خدا خواست كه شاه را زيارت كنيم . شبى در ازنه‌ده ، رفتيم توى يك عمارتى كه [ يك ] بيدق در يمين و يسارش داشت . باقى ديگرش را ، زبانى عرض خواهد شد . [ عشق‌آباد ] 3 ساعت به غروب مانده ، به راه‌آهن نشسته ، فردا ، 3 [ ساعت ] از دسته بالا آمده ، وارد به عشق‌آباد « 2 » شديم . كاروانسراهاى خوب هست . با محمد خان ، منزلى گرفتيم . بعد ، رفتيم به حمام . بسيار خوب حمامى بود . دبير السلطنه « 3 » ، منشى حضرت وليعهد ، [ در ] آن جا ملاقات شد . بعد ، بيرون آمديم . در ميان شهر گردش مىكرديم . شهرى است ممتاز . آن‌چه اسباب و اساس [ كه ] بخواهند ، بنمايند ، ممكن است . بناى اين شهر را از اول ، مهندسان ، خوب به شكل خوشى مهيا كردند . بعد از 10 سال ، ديگر يك شهر معظم اسمى است . چه‌قدر [ هم ] وسعت دارد . خاكش ، قابل هرچيزى است ؛ اما خدا گواه است كه يك دهكدهء « 4 » ايران بهتر به نظر

--> ( 1 ) . در اصل : قنصرى ( 2 ) . شهر عشق‌آباد Ashgabat يا Ashkhabad پايتخت جمهورى تركمنستان ، كه در اصل يك شهر اشكانى بوده و اشك‌آباد نام داشته است و تنها در 15 مايلى مرز ايران واقع گرديده و در سال 1999 م . . . . ، 605 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . ميرزا فضل الله خان دبير السلطنه ، در سال 1300 ه . ق . منشى و سپس منشىباشى مظفر الدين ميرزا وليعهد بود . در 1309 ه . ق . رئيس دفتر مخصوص وليعهد شد و در زمان سلطنت مظفر الدين شاه ملقب به « وزير خلوت » گرديد و در دربار نفوذ بسيار پيدا كرد . وى برادر ميرزا محمد رفيع نظام العلما تبريزى و پدر حشمت الدوله ديبا و شوهر سوم نجم السلطنه ، مادر دكتر محمد مصدق ، مىباشد . وى در 1308 ه . ق . به وكيل الملك ملقب شد . ( المآثر و الآثار ، 313 ؛ شرح‌حال رجال ايران ، 3 / 94 - 95 ) . ( 4 ) . در اصل : ده‌كده