هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
247
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
3 فرسخ و نيم راه است . صبح ، سوار شده از كنار ده « اوره » « 1 » و محاذى شهر « دماوند » راه بود ، رانديم . راه ، بسيار خوب و باصفا ، و هوا هم بسيار صاف و آفتاب بود . جلگهء « دماوند » ، كه همه زراعت شده ، سبز و خرّم بود و كوهها منظر خوبى داشت . قدرى به سمت جنوب ، و بعد طرف مغرب رانديم . يك فرسنگ و نيم كه رفتيم ، دست راست ، به نهار افتاديم . بعد از نهار ، سوار شده ، قدرى كه رفتيم ، دست چپ ، دهى به نظر آمد . اسم آنرا پرسيديم . گفتند : « چنار » است . « چنار » ، دهى است كه « خواجه ابراهيم قيصر » خريده است ، رفتيم . نزديك ده ، همهء كوههاى « جاجرود » و « البرز » و « لواسان » پيدا بود . مشعوف شديم . باز ، دست چپ ، ده ديگر [ ى ] بود ، موسوم به « محمّدآباد » ، كه ملك « حاجى محمّد رضاى صرّاف » است . بعد ، به « رودهن » رسيديم . اين ده خالصه و تيول طوايف « كردبچه » است . رودخانهء خوبى دارد . از آنجا گذاشته ، به « بوم هند » رسيديم [ كه ] ملك جناب « آقا » ست . 3 ساعت به غروب مانده ، وارد منزل شديم . امشب ، بسيار سرد بود . پنجشنبه سوم [ ذى القعدة الحرام 1292 ه . ق . ] صبح بسيار زود ، سوار شديم . هواى صاف خوبى بود . رانديم تا رسيديم به « عسطك » « 2 » . نهار را در آنجا صرف كرده ، [ به ] شكار رفتيم . « 3 » رفتيم براى ماهور « عسطك » . در كوههاى « جاجرود » ، چيزى شكار شد . بعد رفتيم [ به ] منزل . اردو زير « پل حاجى ميرزا بيك » افتاده است . سراپردهها « 4 » را سمت رودخانه زدهاند . 2 ساعت به غروب مانده ، وارد شديم . جواب عرايض جناب « آقا » و « سپهسالار اعظم » نوشته شد . امروز ، « جعفر قلى خان غلام بچّهباشى » ، يك « ارغالى » شكار كرده بود . جمعه ، چهارم [ ذى القعدة الحرام 1292 ه . ق . ]
--> ( 1 ) . از روستاهاى حومه شهر دماوند ، كه امروزه خالى از سكنه و تقريبا از ميان رفته است . ( 2 ) . امروز به شكل اصطك نوشته مىشود . ( 3 ) . « منزل امروز كنار رودخانه جاجرود است . راه 3 فرسخ بود . شاه در قريهء اسطك كه ملك مرتضى قلى خان شهاب الدوله بود ، ناهار ميل فرمودند . سر ناهار با حكيم طلوزان روزنامه عرض كردم . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 54 ) ( 4 ) . در اصل : سراپردها