هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
243
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
دست راست ، آنطرف رودخانه ، آب گرمى به قدر يك سنگ از چشمه مىجوشيد و به رودخانه مىريخت . بخار زيادى از آب متصاعد بود . خلاصه ، بسيار جاهاى مهيب و خوفناك است . اينجاها ، درّه كمكم تنگ شده و كوههاى طرفين ، از پايين تا [ به ] بالا ، سنگ سخت است . از بند « استراباكو » گذشته و از بند « ملكه بند » ، كه بسيار سخت و پرتگاه غريبى بوده ، و الحال به خوبى ساخته شده ، عبور كرديم . حالا از دست چپ درّهء آنطرف رودخانه ، مقابل اين بند آثار راه بسيار قديمى به نظر رسيد ، به اين معنى كه جزئى آثار خرابه ، كه سمت چپ اين راه پيداست ، دليل بر اين مىتواند بود كه اين راه دولتى ، بسيار قديم و كهنه بوده است ؛ و بايد از ابنيه و آثار سلاطين طايفه اشكانيان باشد ، كه در « رى » پاىتخت داشته و اغلب اوقات در « مازندران » به سر مىبردهاند . زيراكه در تواريخ ايرانى ، كه در دست و موجود است ، هيچجا ثبت و مذكور نشده ، كه چنين راهى در عهد كدام پادشاه ساخته شده [ است ] و بعد از خرابى آن راه ، تاكنون كه به حكم ما اين راه جديد بنا شده ، معبرى كه بتوان از اين سمت به « مازندران » ، عبور و مرور كرد ، نبوده است . خلاصه ، از اينجا گذشته ، « 1 » پارچهء سنگى ديديم كه صاف نموده ، صورت ما را بر آن حجّارى كردهاند . « 2 » از آنجا هم گذشته ، به « بند بريده » رسيديم . خيلى اين راه بد بود ، و حالا خوب ساختهاند . قدرى كه رفتيم به ده « وانه » « 3 » و از آنجا به ده و باغات « شنگلده » رسيديم . خوب دهى است . مقابل اين ده ، دست چپ ، در بغلهء كوه ده « شاهان دشت » افتاده است . بسيار خانههاى خوب دارد و در جاى مرتفع خوشمنظرى واقع است . اين ده ، مسكن « سادات » است . « سيد ابو طالب » و غيره ، كه در « آمل » مىنشينند ، « 4 » به
--> ( 1 ) . در اصل : گدشته ( 2 ) . « در اين تنگه تمثال مبارك شاه را به روى سنگ حجارى كردهاند ، سواره با لباس رسمى . . . از آنجاها گذشته ، به دهات زياد رسيديم . بهخصوص شنگلده ، كه سمت چپ رودخانه واقع شده ، در مقابل قريهء شاهان دشت است كه مسكن سادات علوى است . بالاى آن ، ده آثار قلعهء قديم و عمارات زياد است . مىگويند ملك بهمن علوى ، كه از سلاطين مازندران يا لاريجان بود ، آنجا را بنا كرده . آبشارى از زير عمارت جارى است . طول آبشار 70 الى 80 ذرع مىشود . خيلى مصفا است . در تابستان بهترين جاهاست . نرسيده به شاهان دشت و سمت راست رودخانه آثار عمارتى پيدا بود موسوم به قلايان كه از عمارات همان ملك بهمن است . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 52 ) ( 3 ) . به شكل وانا هم نوشته مىشود . ( 4 ) . در اصل : مىنشيد