هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
226
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
پيدا كرده ، آورد . « حسين قلى خان سرتيپ » ، حاكم « استرآباد » « 1 » ، و رؤساى تركمانهاى « يموت » و غيره و سركردگان استرآبادى ، با قوشهاى شكارى و اسبهاى پيشكشى وارد شدند . شب جمعه را باريده و رعد و برق شد . نصفشب ، قدرى باز شده ، باز الى صبح ، خيلى تند باريد . جمعه ، دوازدهم [ شوال 1292 ه . ق . ] صبح كه برخاستم ، باز مىباريد . سوار كه شده ، قدرى مسافت [ را ] پيموديم ، باران ايستاد و هوا باز شد . امروز بايد برويم به « نكا » . 4 فرسخ راه است . « عضد الملك » و « صنيع الدوله » و « حكيم طولوزان » و سايرين [ هم ] بودند . از خيابان شاه عبّاسى عبور شد . بعضى جاها مرمّت لازم دارد ، كه بايد ساخته شود . از باريدن باران ، گل زياد شده و لباسهاى مردم در راه تا كلاه گلى شده بود . امروز ، آفتاب گرم خوبى بود . « پل نكا » را « رضا قلى خان كلبادى » مرمّت كرده است . از پل رد شده ، آن طرف پل ، اردو افتاده بود . « 2 » 2 ساعت و نيم به غروب مانده ، وارد اردو شديم . امشب ، هوا صاف و مهتابى خوبى بود . شنبه ، سيزدهم [ شوال 1292 ه . ق . ] بايد به « سارى » برويم . ديشب ، باز « نوبه » كردم . الى صبح بسيار بد گذشت . صبح ، با سردرد شديد از خواب برخاسته ، « حكيم طولوزان » را خواستيم . معالجه كرد . صبح ، هوا بسيار سرد بود . باد سختى مىوزيد . تأمل نموديم تا آفتاب بلند و هوا گرم شد . سوارى اسب با اين حالت مشكل بود و كالسكه هم از اينجا عبور نمىكرد .
--> ( 1 ) . شهرستان گرگان امروزى . ( 2 ) . « امروز از اشرف كوچ نمودند . به سمت سارى رفتيم . منزل پل نكاست . 5 فرسخ راه بود . از ديشب الى 4 از دسته گذشته ، باران مىباريد . خيلى وحشت داشتيم مبادا ممتد شود و مثل بارانهاى مازندران طول بكشد . آنوقت با حالت ناخوشى چه مىكرديم . از بخت بلند شاه باران ايستاد و هوا صاف شد . سر ناهار روزنامه عرض كردم . . . چهار سال قبل ، پل شاه عباس را آب برده بود . تازه تعمير كردند . خيابان شاه عباس را كه امروز عبور كرديم ، حقيقت از كارهاى خيلى بزرگ دنيا است . افسوس كه خراب شده است و تعمير كلى لازم دارد . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 46 - 47 )