هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

211

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

قوشچىها و غيره هم گرفته بودند . معلوم مىشد [ كه ] خيلى بوده است . يك « زنگوله بال » هم « ساعد الدّوله » زده بود . خروس قرقاول‌هاى اين‌جاها ، وراى خروس قرقاول‌هاى « كجور » است . ابلق و جنس ديگر است . خلاصه ، امروز جواب‌هاى « سپهسالار اعظم » و ساير وزراء را كه از « طهران » رسيده بود ، نوشته ، به « امين الملك » دادم [ به ] « طهران » بفرستد . الحمد للّه ، هوا صاف بود و بسيار خوش گذشت . تا اين‌جاها باران نباريد ، كه زمين‌ها را گل و ضايع كند ، جاى شكر است . باز از ميان جنگل رانديم . اين پشت‌ها ، مرداب دارد . در « مرداب قجرخيل » و « مرداب لارين » و غيره ، اين‌قدر « مرغابى » و ساير انواع طيور دريائى و رودخانه پرواز مىكردند ، كه حساب نداشت . بعد ، رفتيم [ به ] كنار دريا . به كالسكه نشسته ، رانديم . « رضا قلى خان كلبادى » و « جعفر خان عبد الملكى » با سواره « عبد الملكى » و « ابو طالب خان سرتيپ » پسر « شاطرباشى » با سوارهء « كرد » و « ترك » ، صف كشيده ، ديده شدند . از لب رودخانهء « تجن » گذشته ، و از پهلوى « شيلات » ، كه « صيد ماهى » در آنجاها زياد مىشود ، عبور نموده ، رسيديم به خرابهء عمارات شاه عباسى . عجب ديوارى دارد . كلاه فرنگى سخت خوبى از آجر دارد ، كه هنوز قابل تعمير است . اگرچه خيلى خراب شده است . بعد ، رفتيم [ به ] منزل . چادرها را در چمن زده‌اند . « مهدى قلى خان » و « آقا مسرور » ، ولد « تيمور ميرزاى مرحوم » از راه جنگل آمده بودند . مىگفتند قرقاول زياد ديده‌ايم . 4 قرقاول « مهدى قلى خان » زده بود ، يكى « آقا مسرور » . « امين السلطنه » هم با « غلامعلى خان » ، با « ناو » از مرداب‌هاى « لاريم » و « قجر خيل » آمده بود [ به ] منزل . انواع و اقسام « مرغابى » شكار كرده ، به حضور آورد . شب ، هلال [ ماه ] شوال ، رؤيت شد . دوشنبه ، غرّه شوال [ 1292 ه . ق . ] در « فرح‌آباد » توقف شد . رفتم صحرا . عجب صحراى صاف و چمن خوبى است . جنگل ، كمى نزديك [ به ] صحراست . كنار جنگل ، « خارزار » و « چمنزار » و « علفزار » است . « قرقاول » زياد ميان آن هست . « توله » زيادى بود . « عضد الملك » ، « سارى اصلان » ، « مهدى قلى خان » ، « آقا وجيه » ، « ساعد الدّوله » ،