هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

208

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ميان جنگل رفته ، به بيراهه افتاديم ؛ اما چون نزديك دريا بوديم ، راه پيدا شد . از كنار دريا ، با كالسكه رانده ، به رودخانه « ميررود » ، كه شعبه [ اى ] از رود « تالار » و خيلى عريض و عميق است ، رسيديم . جسر چوبى طولانى عاريتى ، موّقتا بسته بودند . قدرى از جسر را هم موج دريا خراب كرده بود . من به تعجيل ، پياده از پل عبور كردم . جمعيّت زيادى از زن و مرد ، در طرفين رودخانه بودند . جمعيت ، يك‌طرف از ده « كالى » « 1 » بود ، كه آخر خاك « مشهدسر » است ؛ و طرف ديگر ، از « بهنمير » « 2 » . بعد از گذشتن از جسر ، باز به كالسكه نشسته ، رانديم ، تا به رودخانهء « چپركه رود » ، كه باز شعبه‌اى از « تالار » است ، رسيديم . اين رودخانه ، به اسم دهى كه معروف به « چپه‌كه رود » ، « 3 » و از قراء خالصهء ديوانى و سپرده به « عباس قلى خان ارباب » است ، موسوم است . « آقا فضل اللّه » ، كدخداى آنجا ، كه مردى ريش‌قرمز و كوتاه قد و گردن كلفت و 80 ساله است ، ديده شد . دندان‌هاى او ، هيچ عيب نكرده است . در « چپه‌كه رود » ، زراعت نمىشود . راه معاش اهالى آنجا ، منحصر به « صيد ماهى » و « داشتن مرتع و چمن » است . اهل اين قريه ، مردمان « زرنگ » [ و ] « ضمختى » هستند . خلاصه ، جسر چوبى طولانى بر روى رودخانه بسته بودند و رودخانه ، خيلى گود بود . از آنجا گذشته ، 3 ساعت به غروب مانده ، رفتم به سمت تپه‌هاى فاصل ما بين دريا و جنگل . كنار رودخانهء « تالار » پياده شده ، نماز خوانده ، قدرى راحت نمودم . بعد ، باز به كالسكه نشسته ، به طرف اردو رانديم . اردو از زير دست قريهء « لارين » « 4 » زده بودند . مسافت بعيدى طى نموده ، از كنار دريا ، رو به جنوب ، راه را كج كرده ، رفتيم . از جنگل « انار » و « ازگيل » و بعضى جاها كه « گل » و بعضى « چمن » بود ، گذشته ، در سر راه به بقعهء امامزاده‌اى رسيديم مشهور به « امامزاده محمود » . اطرافش چمن ، و جائى بسيار باصفا بود .

--> ( 1 ) . نام امروزى آن كاله است . ( 2 ) . در اصل : بهمنير ( 3 ) . نام ديگر آن ميان‌ملك است . به آن چپكرود يا چبكه رود هم گفته مىشود . ( 4 ) . به شكل لاريم هم نوشته مىشود .