هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
200
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
گرم بود . راه امروز ، باز بعضى جاها ما بين دريا و جنگل ، تپه بود . سهشنبه ، بيست و پنجم [ رمضان 1292 ه . ق . ] اتراق شد . صبح به « تليكه سر » « 1 » رفتم . راه بدى دارد و از اين راه است كه به شهر « آمل » مىروند ، و 3 فرسخ مسافت است ؛ چنانكه « عضد الملك » هم از « آمل » به اردو [ و ] از همين راه آمده بود . از آبادى « محمودآباد » گذشته ، از رودخانهاى عبور نموديم كه آب بسيارى داشت . از لب دريا تا « تليكهسر » نيم فرسخ راه است . « ميرزا موسى » برادر « ميرزا شفيع » بلدى مىكرد . رسيديم به عمارت « ميرزا شفيع » . ديوار عمارت از آجر است و حياطهاى وسيع دارد . وسط حياط ، چمن و اشجار مركبات است . تالار بزرگى دارد . عمارت خيلى خوبى است ، اما حالا قدرى خراب شده است . اين عمارت را « ميرزا يوسف » « 2 » يا « يوسف خان » ، جدّ اينها در زمان « خاقان مغفور » ساخته است . « شيخ محمد » ، برادر « ميرزا شفيع » ، كه در سلك علماء است ، آنجا بود . آدم خوبى است . به حضور رسيد و مورد التفات [ واقع ] شد . بعد از تماشاى عمارت ، سوار شده ، قدرى از ده بالاتر رفته ، چادر زدند . راحت نموديم . جنگلهاى اطراف ، صفايى داشت . مرغهاى مختلف خوش الحان مىخواندند . نوشتجات وزراء را كه از « طهران » رسيده بود ، ملاحظه نموده ، جواب نوشتيم . و عصر به منزل مراجعت شد . « عباس بيك تفنگدار » ، در بين راه آمده [ و ] گفت : در جنگل ببر ديده شده است . چون وقت ، تنگ بود و اسباب جرگه هم موجود نبود ، صرفنظر شد .
--> ( 1 ) . به آن تليكسر هم گفته مىشد . ظاهرا به شهر محمودآباد ملحق شده است . ( 2 ) . « در ركاب سوار شديم . يك فرسخ دور از اردو ، نزديك تليكهسر كه متعلق به « ميرزا شفيع » پسر « يوسف خان ميرآخور ملكآراى مرحوم » بود ، به ناهار افتاديم . در قريه تليكه ، خانهاى بسيار عالى بود كه « يوسف خان » شصت هفتاد سال قبل ساخته است و حال به همان حالت باقى است و چندان خراب نشده . آخوندى آنجا بود . قبلهء عالم ، غفلت ، خانهء آخوند رفت . آخوند موكب همايون را طورى پذيرائى نمود . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 33 )