هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

153

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

وقتىكه آفتاب به طرف افق سرازير شود و هوا به خنكى مايل گردد ، به گردش خواهم رفت . زن‌ها و بچه‌ها ، پشت بوته‌ها قايم شده ، مرا تماشا مىكنند ؛ و ما فرنگىها را خواجه مىگويند . من قدرى « شيرينى » و چند عدد « پول سياه مصرى » به اطفال دادم . درحال ، به من مهربان شده [ و ] نزديك آمدند . پهلوى چادر ما ، نزديك چشمه تل سنگلاخ المجنه واقع شده و در بالاى آن دير خرابه [ اى ] از ابنيهء نصارى مىباشد و بعضى غارهاى تنگ در اين تلّ هست ، كه به زحمت جاى يك نفر مىشود . اين غارهاى كوچك كه در اين تل حفر شده ، نمازخانهء رهبان‌هاى عيسوى بوده است . ارتفاع اين تل 40 ذرع مىباشد . در اين‌جا ، در عهد قديم ، شهر فرعان يا پرعان واقع بوده و علماى بزرگ عيسوى در آن سكنى داشته و دير اين شهر معروف است . اين شهر ، در زمان تراژان ، « 1 » قيصر روم ، آباد بوده و نصرانيّت در آن‌وقت ابتدا نموئه [ است ] . در سال 105 بعد از ميلاد ، كورنى ليوس پالما ، حاكم شام ، از طرف قيصر ، اين نقاط را فتح كرد و از همان وقت كشيش‌هاى نصرانى براى رواج دين مسيح - عليه السلام - به اين حدود آمدند . مترجم گويد : تراژان ، قيصر روم ، در سال 52 بعد از ميلاد ، در اسپانيا متولّد شد ، و پدرش سرباز بود ؛ امّا از آن‌جا كه تراژان صباحت منظر داشت ، وسپازين قيصر روم ، او را در زمرهء خواص در خلوت خود تربيت نمود ، و آخر الامر در قشون او را صاحب منصب كرد . بعد از وسپازين قيصر ، تراژان به مقام عالى رسيد . در سنهء 91 بعد از ميلاد ، سردار شد و به فتح ژرمن ( آلمان ) مأمور گرديد [ و ] در سال 98 ميلادى امپراتور شد . در آن‌وقت ، امپراتورهاى روم ، به طايفهء وحشى داس باج مىدادند و طايفهء داس در ساحل رود دانوب ، همان‌جا كه حالا افلاق بغدان و مجارستان است ، سكنى داشتند ؛

--> ( 1 ) . زيبايى .