هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
148
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
هفتم : در وقت « درو » ، بادى برخاسته ، كاه خرمنها را از « حبوبات » جدا مىكند . هشتم : اهالى در تابستان و زمستان در يك لباساند و جامهء آنها كم و زياد نمىشود . نهم : هواى آن معتدل است . دهم : مردها ، هنگام مواقعه ، زنان خود را مانند بنات ابكار « 1 » مىيابند . يازدهم : زنها در وقت وضع حمل ، گرفتار « وجع » « 2 » نمىشوند . دوازدهم : لباس به زودى كهنه نمىشود . و در سبا معدن نمك بسيار خوشطمعى است كه حضرت فخر كاينات ( صلى الله عليه و آله ) آنرا به ابن جمال المعدنى نشان دادند و او به فقرا قسمت كرد . و در سبا خرابهء عرش « 3 » بلقيس ديده مىشود ، و آن داراى ستونهاى بلند سنگى است و ارتفاع هر ستونى 28 زرع مىباشد . در اين بلد « مساجد عاليه » و « بازارهاى معمور » پر از امتعه ، كه از هر قطر از اقطار عالم حمل شده ، داير است و در هر هفته نيز عكاظى داير مىكنند . و مقصود از « عكاظ » بازار موقتى است . و « عكاظ » در اصل ، موضعى بوده است ما بين طائف و نخله [ كه ] در آن موضع ، همه ساله بازارى تشكيل مىيافت و اسم آن بازار به « عكاظ » اشتهار يافت ، از قبيل تسميهء حال به اسم محل . و در اين بازار ، انواع امتعه خريد و فروش مىشد و قبايل عرب از اطراف و اكناف در آنجا حاضر شده ، به تجارت و انشاد اشعار مىپرداختند و اين بازار هر ساله از غرّه « 4 » ذى قعدة الحرام شروع مىشد و تا 20 روز امتداد بههم مىرسانيد . اديم عكاظى كه مشهور شده ، پوست دبّاغى شدهء آن بازار مىباشد و از مرغوبى معروف است و از اديم عكاظى ، قريش در دو رحلهء « صيف » و « شتاء » « 5 » خود سرمايه و مال التجاره قرار داده ، به يمن و شام حمل مىدادهاند و با امتعهء آن ممالك ، معاوضه و مبادله مىكردند . انتهى كلام المترجم . حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به موجب نصّ قرآن حضرت سليمان را از انبياى بنى اسرائيل خواندهاند و حقّ و حقيقت همين است ، اما در توراتى كه حالا از يهود به
--> ( 1 ) . دختران باكره ، دوشيزگان . ( 2 ) . درد . ( 3 ) . تخت . ( 4 ) . اول . ( 5 ) . تابستان و زمستان .