هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
127
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
فى الحقيقه ، پيش از طلوع آفتاب ، مالهاى بارى و سوارى ، ملتفت زحمت و مشقّت روز شده ، به ندبه و ناله مشغول مىشوند . در اين صحراى عربستان ، براى مسافر وجود شتر از هر حيوانى لازمتر مىباشد و هيچ باركشى كار شتر را نمىكند ؛ امّا همانقدر كه وجودش مفيد است ، همانقدر هم صدمه مىزند . وقتىكه مىخواهند سوار شتر شوند ، كلّهء خود را به طرف آدم نموده ، لفچ « 1 » بالا را بلند كرده ، دندانهاى خود را به غيظ به راكب نشان مىدهد و گاهى گردن خود را كج كرده ، مثل اين است كه از فرط تغيّر مىخواهد پاى راكب را گاز بگيرد . تمام روز ، يعنى تمام اوقات حركت ، آثار غيظ و خشم شتران ظاهر و نمودار است . خلاصه ، هياهوى ساربانان و عرّوناله شتران ، بلكه گاهى سركشى و عدم تمكين آنها به بار كردن ، يك دو ساعت حركت را عقب مىاندازد ؛ و آخر الامر چون خواهى نخواهى بارها را بار كردند و مسافرين سوار شدند ، به راه مىافتند . به جاى زين براى شترها جهازى از چوب مىسازند كه ميان آن خالى است و كوهان شتر از آنميان بيرون مىآيد . اين جهاز را بر پشت شتر مىگذارند و بارها را با ريسمانهاى كلفت به جهاز و به پشت شتر مىبندند و حركت مىكنند . در بارهاى ما اقسام چيزها ديده مىشود ، حتى قفسهايى كه مرغهاى خانگى در آن است و اين قفسها را مترجم سابق الذّكر براى ترتيب اغذيهء ما همراه برداشته [ است ] . بايد براى هر منزل « آب » همراه داشته باشيم و آبى را كه حمل مىكنيم ، در چليكهاى « 2 » چوبى يا در مشك است . اين دفعهء اول است كه من شترسوارى مىكنم و با كمال راحت و آسايش ، در عرض راه ، روى شتر تورات مىخوانم و بىمناسبت نيست ، يعنى مقصودم از مطالعهء تورات ، متذكّر شدن خطّ راهى است كه حضرت موسى از مصر به اين حدود طى كرده و تقريبا همين راهى است كه مىپيماييم و ضمنا آنچه را مشاهده مىنماييم و به رأى
--> ( 1 ) . لب حيوانات ( شتر و غيره ) ، به معنى بدكاره و فاحشه هم هست . ( 2 ) . چليك ( Chelik ) ، ظرفى چوبين كه دو قاعدهء آن به شكل دو دايرهء مسطح است كه به وسيلهء تختههايى به يكديگر متصل شده و در آن مايعات ريزند .