هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
114
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
را زد . باغبان آمده ، جلو افتاد . توى باغ را گردش كرديم . خيلى باغ قشنگى است . درختهاى بسيار كهن از هر مملكتى در آنجا است . در انتهاى باغ چندمرتبه ساخته شده ، كه در مرتبهء آخر تراسى است بسيار بزرگ . اطرافش معجرهاى سنگى و مجسمههاى اعلا از « سنگ » و « چدن » گذاشته ، تمام درياچه و اطرافش و باغ را مىبيند . بسيار بسيار جاى اعلاى ديدنى است . حيف كه هوا خوب نبود . گاهى كمى مىباريد . زمينها تر و از درختها آب مىريخت ، دور اين مرتبهها كه چندين مراتب بودند و با پلههاى وسيع بسيار اعلاى قشنگ بالا مىرفت و در هر مرتبه ، روى پله و جلو مجسمهها و اشكال مختلف از سنگ حجارى شده گذاشته بودند و از شمشاد و غيره ديوار مراتب را سبز و پيچيده بودند . خيلى خوب و عالى بود . قدرى روى تراس ايستاده ، تماشاى اطراف را كرده ، بعد پايين آمديم ، توى باغ بگرديم . پيرمرد باغبان محض اينكه پول بيشتر بگيرد ، هر درخت و گياهى را مدتى شرح و بيان مىداد . واقعا درختهاى بزرگ چندين ساله و مختلف او تعريف داشت . بعد از گرديدن باغ ، دور مرتبهها را نشان داد كه تمام درختهاى « نارنج » و « ليمو » و ساير « مركبات » چيده و دور آنها را تختهبندى كرده بودند [ تا ] سرما نخورد ، چنوز هنوز هوا سرد است . قريب [ به ] چندين هزار درخت مركبات بودند .