هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

101

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

همان بالا چاى خورديم . چشم‌انداز خوبى روى دريا و شهر داشت . بعد از چاى برگشتيم به شهر . خانم‌ها را رسانديم به خانه ايشان و خودمان آمديم [ به ] هتل . روز دوشنبه ، 17 [ مارس ] 1913 م . ؛ [ 8 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] صبح جايى نرفتيم . وقت چاى با مادام بلانكى وعده به كازينو مونسيپال داشتيم . اتومبيل گرفته ، رفتيم به خانهء آنها . به اتفاق رفتيم كازينو . براى دخول بايد پول داد . مادام بلانكى پيشدستى كرده ، پول داد و بليت گرفته ، داخل شديم . جاى چاى بسيار بزرگى دارد . پر از جمعيت بود . ما هم ميزى گرفته ، نشستيم . موزيك مىزدند . چاى خورده ، يحيى خان با مادام گرم صحبت شدند . تا نزديك ساعت 7 آن‌جا بوديم . بعد بيرون آمده ، سوار شديم . خانم را به خانهء ايشان رسانده ، خودمان رفتيم [ به ] هتل . روز سه‌شنبه ، 18 [ مارس 1913 م . ؛ 9 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] جناب بهاء الملك بنا بود بعد از ظهر بيايد . من و يحيى خان در اتاق نشسته ، منتظر تا ساعت چهار [ مانديم ] . نيامد . ديديم شاسر « 1 » هتل آمده ، كاغذ و كارتى داد . معلوم شد آمده و مدتى پايين معطل شده ، گفتند : ما نيستيم . كاغذى نوشته و خودش رفته . اين كاغذ او بود . امروز را حبس در اتاق مانديم . وقت چاى بود . يحيى خان رفت خانهء فيروز ميرزا ، چون به او وعده كره بود ، كه بهاء الملك مىرود بازديدش . او هم منتظر بود عذر بخواهد . من هم با فرانسواز بعد از چاى رفتم روى كه . تاريك و شب بود . قدرى راه رفته ، موج‌ها را تماشا كرديم . امروز موج زياد است . واقعا تماشايى داشت . هر دفعه مثل يك ديوار برفى مىآمد و به ساحل مىريخت با صداى مهيبى . از روى كه پله دارد ، مىرود پايين . دو ذرع « 2 » دور تر از آب ايستاده ، تماشا كرديم .

--> ( 1 ) . شاسر ( chasseur ) ، مستخدم و پادوى هتل و رستوران ؛ به خلبان هواپيماى شكارى هم گفته مىشود . ( 2 ) . در اصل : زرع