هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

83

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« مستوفى الممالك » و « صدر اعظم » و چندى حكومت « يزد » را نموده و با فقير اظهار محبتى داشتند ، با عيال وارد [ شدند ] ، همگى عازم زيارت « بيت الله الحرام » مىباشند . سه ساعت از شب گذشته ، لنگر كشيده ، از بارگاه رو به درگاه اللّه مىرود او . آخر شب ، به قرب سحر ، بناى نزول « مطر « 1 » » ، به شدّتى است كه وصفش حدّى ندارد . [ روز چهارشنبه ، شانزدهم [ شوال 1305 ه . ق . ] ] [ آستارا ] روز چهارشنبه ، شانزدهم [ شوال 1305 ه . ق . ] ، و از جوانب اربع ، « باران » چون سيل در سيلان ، در محاذات « آستاران » « 2 » كه « بندر معتبرى » است و تا « اردبيل » دو مرحله است و حدّ مشترك با سرحد « روس » واقع شده [ است ] ، لنگر انداخته ، مؤمنين در مسئلهء « نماز » بحثى ساز نموده ، كه : « آيا از فاقد طهورين ، تكليف ساقط است يا قضا بر ذمّه [ است ] ؟ يا آن‌كه احتياط فعلا صورت به جا آورند و قضا نمايند بعد از وجدان طهورين ؟ » مشاجره به‌طول انجاميد و نيران مجادله به دامان همسايه رسيد . تصديق از فقير طلب نمودند . ديدم دست برنمىدارند ، به مقتضاى قاعدهء آنچه در نظر بود ، گفت : « اجمالا آن‌كه شرايط شرعيّه چون شرايط عقليه است و اتفاقى است كه : « اذا فقد الشرط ، فقد المشروط » ؛ و شرايط « نماز » يكى « طهارت » است كه : « إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ . . . وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا « 3 » فَلَمْ « 4 » تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » « 5 » ؛ پس اگر يكى از شرايط اين شروط هم نيز ممكن نشد ؛ چون فقدان شرط است ، مثل آن‌كه آب و خاك « غضب » يا « نجس » باشد و محل « وضو » و « تيمم » پاك نباشد ، معيّن تعلق خطاب عقلا محال ، ولى حكم وجوب قضا را از ادلّهء ديگر بايد استنباط نمايند ، نه اين خطاب چندان كه دربارهء شخص « نائم » و « سكران » در حال « نوم » و « سكر » ، امر فعلا « ساقط » ، ولى اقض مافات كمافات و مثل اين امر وجوب قضا را ثابت مىنمايند در حقّ آنها بعد از « بيدارى » و « صحّت » ؛ پس ادلّهء ثبوت قضا را بايد ملاحظه نمود ، كه عموم و اطلاقش شامل مفروض مىشود . به علاوه ، در مسئله سقوط امر به سوء اختيار مكلف ، فرقى با اضطرار مىتوان گذاشت و بر فرض با ادلّه ثبوت قضا تعارضى ندارد ، محتاج به زمان ديگر است . و امّا

--> ( 1 ) . باران . ( 2 ) . شهرستان آستارا در استان گيلان ، و سرحد مرزى « ايران » و « آذربايجان » . ( 3 ) . از « اذا » تا « فاطهروا » ، بخشى از آيه 6 سورهء مائده . ( 4 ) . در اصل : و ان لم ( 5 ) . بخشى از آيه 43 سورهء نساء .