هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

67

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

[ نكته ] كدام عهد ببستى ، كه عاقبت نشكستى . از چاه « طبيعت » بيرون آى و به آب « زمزم » ، « اسماعيل‌وار » خود را بشوى . غوطه در اشك بزن ، كه اهل طريقت گويند : [ بيت ] پاك شو اوّل و پس ، بر آن پاك انداز * شست‌وشوئى كن ، و آن‌گه به خَرابات خَرام نزد « حجر الاسود » آى و تجديد عهدى نماى . سرى بسپار ، تا سرّى بينى ، و از سويداى « دل » بخوان : « اللّهمّ ايمانا بك و تصديقا بكتابك و وفاء بعهدك . » بعد از اين ، قابل طوف [ در ] حرم گردى . بدان كه « طواف » عبارت از « اشواط هفتگانه » است . به دو هر شوطى و ختم هر شوطى بايد به اين نحو باشد كه ابتداء جزو اوّل بدن به جزو اوّل حجر محاذات بشود ، به قسمى كه تمام بدن از تمام حجر بگذرد ، در حينى كه بيت در محاذات شانهء چپ باشد ، در همه‌حال و ختم نمايد در هر شوطى به همان موضع كه اول جزو حجر و اوّل موضع بدن بود و جزوى از اجزاء بيت از شانهء چپ بيرون نشود ، يعنى « به دو » و « ختم » حركت سالك همه از « حق » است به سوى « حق » ؛ و « مبدأ » و « منتهى » يكى است . و به طرف ايسر قرار دادن بيت ، لطيفه‌اى است كه مثال كعبهء عينى عالم صغير كه در طرف ايسر صدر است به امثال كعبهء عينى عالم كبير يكى گردد ، و در هر شوط « طورى » و از هرطورى ، نورى جلوه نمايد و در « انوار سبعه » در اطوار ارض وجودش ظاهر و به مستجار لقاى حق مختتم و سرّ « سبع المثانى » در كتاب مبين نمودار [ است ] : « وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها » « 1 » . متجلّى آن‌گه در « مقام ابراهيم » قرار گرفته [ و ] « وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 2 » » گفته ، و « صلوة » دائم را به صلوة قائم وصل مىنمايد : « الطّواف بالبيت صلوة الصّلوة معراج المؤمن » . در اين مقام كه تمكن يافته ، به او فرمايند : « إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ « 3 » تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ

--> ( 1 ) . سورهء زمر - آيه 69 . ( 2 ) . سورهء انعام - آيه 79 . ( 3 ) . در اصل : فمن