هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
64
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً « 1 » » ؛ لهذا گوئيم اين كعبه كل « بيت اللّه » است در عالم ملك و شهادت ، و به سوى او توجه دهند جسم و بدن خود را ، و طواف نمايند حول او ، كه مثال « بيت المعمور » آنچنانى است كه در عالم « ملكوت » محاذات همين واقع شده ؛ و اهل آسمان و ملكوت اعلى ، به حول او طواف نمايند . « لطواف الانس بهذا البيت » . چنانكه قلب صنوبرى ، مثال ظاهرى است در عالم ملك و شهادت از براى قلب انسانى كه تعلق به اين قلب دارد ، از عالم « ملكوت » و عالم « غيب » و بعد از آنكه مراتب هريك در مرتبهء خود محفوظ ماند ، تعجب ندارد كه كعبهء كل طواف حضرت صاحبدلى نمايد ، بلكه تكليف « كعبه » در هنگام عبادت خود توجه نمودن به عالم غيب خود است ؛ و به برهان « تطبيق » ، عالم « كبير » و عالم « صغير » و انسان « صغير » و انسان « كبير » ، ظاهر و روشن مىگردد كه از براى وصول به هرمرتبه ، و تمكن در آن مقام آداب و رسومى نهادهاند ؛ چنانكه طريق به سوى قلب و كعبهء غيبى را مناسك و شرايطى است . وصول به كعبهء مثال و شهودى را برطبق آن آداب و شرايطى مقرر است : « طرق العشق كلّها اداب » : اول . منزّه نمودن خود است از « شهوات » و اقتصار نمودن بر « ضروريات » ، چنان كه « اقتصار » كند ، نه « تفسير » و نه « اسراف » . و « صدق النّيه للتّجرد بالحجّ لا للتوصل الى الدّنيا به عمل الاخرة و اخذ الاجرة » . چنانكه كسب معتبر و تجارت عمده در زمان ما « حجهفروشى » و « حملهدارى » شده [ است ] . بهدرستى كه مغضوبترين خلق كسى است كه « دين » را وسيلهء « دنيا » قرار دهد . و ديگر آنكه معاونت ننمايد صادّين عن سبيل اللّه را ، تا چه رسد خود مطالبهء پول « تذكرة » نمايد و سر راه بر مردم بگيرد ؛ حتى بعضى محتاطين به اطلاق « وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ « 2 » » گفتهاند : « الرّجوع عن الّطريق افضل من معاونة الظلمه فان اخذ التذكره و امثالها بدعة احدثت و لا معنى لقول القائل ان ذلك يؤخذ منى و انا مضطرّ فانّه لو قعدا و رجع لا يؤخذ منه شىء » . و ديگر ترك فسوق و جدال نمايد ، و حسن خلق يا رفيق و صديق ، بلكه با « جمّال » و اهل طريق ؛ و معنى حسن خلق ، همه آن نيست كه اذيّت به غير ننمايد ، بلكه
--> ( 1 ) . سورهء بقره - آيه 143 . ( 2 ) . سورهء مائده - آيه 2 .