هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

49

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

من تام بامره مقامه كيست ؟ آسوده است و در شهر علم داخل ، و راه معرفت لمّه « شيطانى » و لمّه « رحمانى » به او فرموده [ است ] و رفع اختلاف مىشود ؛ و اين طريق ، سهل‌ترين طرق و موروث از انبياء من « آدم » الى « خاتم » الى انقراض العالم است . [ بيت ] و من مذهبى حبّ الديار لاهلها * و للناس فيما يعشقون مذاهب و اگر گويند با اين اختلافات ، تشخيص « صحيح » از « سقيم » چگونه بايد داد ، « و كلّ يدعى وصلا بليلا » ، جواب شنوند كه شخص طالب صادق ، اگر به مقدور مقدور « سعى » و « كوشش » نمايد ، و به اندازهء وسع و طاقت مجاهده نمايد ، به مفاد صدق بنياد « من جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا « 1 » » ، لا محاله به موضوع صحيح و صراط مستقيم مىرسد : « من فرع بائا ولّج ولج » ، و هرگاه كسالتى و افسردگى « 2 » حاصل نمايد ، و نفس بهانه‌جوئى نكند ، اندكى خود را موعظه نمايد كه كسانى كه طالب تحصيل مال هستند ، زحمت‌ها مىكشند ، 10 سال ، 20 سال ، دريا و صحرا و غربت ، به « چين » و « فرنگستان » و « ينگىدنيا » مىروند ، و همّ خود را واحد خود هموار نموده و پول خون خود را به اصطلاح از كسى كه او را مىفرستد ، گرفته [ اند ] . پس ، اى كسى كه طالب تحصيل خدائى ، و غواص بحر معانى مىگوئى هستم ، و سرمايهء هستى ابدى كه « علم » است ، مىخواهم ؛ ملاحظه نما [ كه ] به قدر طالبين مال زحمت كشيده‌اى ، يا به قدر « غوّاصى » از جان گذشته‌اى ؟ ترك ننگ و نام و بذل « مال » و « جان » ، در طريق « عشق » اوّل منزل است . « سلمان فارسى » ، چند سال در طلب بود ، و چند تن از « رهبانان » را خدمت نمود و چقدر صدمات كشيد . آخر الامر او را « رّق » خود داشتند ، و مدّت‌ها « بنده » بود و دست از بندگى برنداشت . [ بيت ] آن را كه به مهر خواجه ، دل در بند است * فرقى نكند « بندگى « 3 » » و « آزادى » تا آخر الامر « منّا اهل البيت » در حق او فرمودند . و اينكه از بعضى مىشنوى كه

--> ( 1 ) . آيه 69 سورهء عنكبوت چنين است : « وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » . ( 2 ) . در اصل : افسرده‌گى ( 3 ) . در اصل : بنده‌گى