هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
77
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
كوچ [ ه ] هاى « سارى » بسيار پاك و از « سنگ فرش » است و كثافت در آن كوچ [ ه ] ها نيست . « مسجد جامع » « 1 » باشكوهى دارد . بازار آن روز تماشائى نداشت ، به جهت اينكه روز بازار نبود . اغلب مردمانش « زردرو » و « لاغر » ند ؛ گمان مىرود كه « مريض » اند . شب ، مهمان « ميرزا آقا » ى مذكور بوديم . به غير [ از ] ما چند نفر ديگر هم از « فضلا » و « اشراف » ، كه به « صفات حميده » و « اخلاق پسنديده » آراسته ، و از « رذايل « 2 » نكوهيده » پيراسته بودند ، تشريف داشتند . سه نفر كه از « علما » بودند ، آن شب اصلا شام نخوردند . ندانستم كه به سبب حضور ما طايفهء « نصارى » بود ، يا به جهت حرامى نان « وزرا » . پاره [ اى ] سؤال متعلق به « دين » و « آئين » فرمودند ، كه از بس « سخافت » « 3 » و « ركاكت » « 4 » [ داشت ] قابل تحرير نيست .
--> ( 1 ) . مسجد جامع سارى در محله چنارين ( پاچنار ) سارى واقع شده و ابن اسفنديار بناى آن را به قرن دوم هجرى نسبت مىدهد و بانىاش را « يحيى بن يحيى » در زمان هارون الرشيد دانسته است و سال تأسيس مسجد را 144 ه . ق . ثبت كردهاند . ( تاريخ طبرستان ، 1 / 59 ) ؛ رضا قلى هدايت هم گفته است : « نسبت بناى اين جامع را به خلفاى بنى عباس مىدهند . سه گنبد آنكه در قديم آتشكده بود و عقيدهء بعضى اين است كه سر سلم و تور و ايرج - پسران فريدون - آنجا مدفون است ، حال كرياس مسجد است . » ( مرآت البلدان ، 4 / 105 ) برخى هم معتقدند كه مسجد جامع در عهد قديم آتشكده بود كه روبروى در كوچك سمت غربى علامت گاه قبر فريدون است . » ( سفرنامه استراباد و مازندران ، 96 ) و ملگونوف آن را معبد مؤبدان گبران دانسته است ( سفرنامهء ملگونوف ، 99 ) . ( 2 ) . در اصل : رزايل ( 3 ) . سخافت , ( Saxafat ) كم خردى ، ضعف عقل . ( 4 ) . ركاكت ( rakakat ) كم خردى ، سستى رأى .