هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

687

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

حالات اردبيل عرض و طول جولگا و غيره عرض جولگاى اردبيل ، تخمينا 7 فرسخ . طول جولگاى اردبيل ، تخمينا سيزده چهارده فرسخ . صحراى اردبيل ، مشتمل است به « نهرها » و « چمن‌ها » و « زراعات » جو [ و ] گندم و غيره ، و « دهات » زياد در صحرا ، كه آباد و معتبر است . هوا هواى جولگاى اردبيل ييلاق است ، كه زراعت و ميوه‌جات گرمسيرى ابدا به عمل نمىآيد . زمستان در نهايت سختى است ، كه اكثر روزها ميان شهر « كولاك » « 1 » و « بوران » « 2 » [ است و ] از خانه به خانهء ديگر نمىشود رفت . هوايش سالم است ، با شدت برودت . « 3 » شكار جولگا شكار جولگاى اردبيل ، « بلدرچين » و « مرغ آبى » « 4 » و هم‌جنس اين شكارهاست . « روباه » ، « گرگ » و « خرگوش » زياد دارد . « ماهى » هم در رودخان [ ه ] ها پيدا مىشود . شهر اردبيل شهر اردبيل ، تخمينا شش هفت هزار خانوار مىشود و در اين چند سال ، در حد كمال رو به آبادى است . حمام‌هاى معتبر و كاروانسراهاى زياد ساخته شده [ است ] . متاع مكاره « 5 » كه به آذربايجان مىآيد ، همه‌اش در اين شهر خريد و فروش مىشود . تجار زياد دارد . « قونسيانيه » « 6 » از دولت روس در آن‌جاست و تردد تجار آذربايجان به

--> ( 1 ) . كولاك ( Kulak ) ، موج بزرگ ، تلاطم امواج دريا . كولاك كردن ، به معنى كار بزرگى انجام دادن ، معركه كردن . ( 2 ) . بوران ( Buran ) باران يا برفى كه با باد باشد ، باد شديدى كه برف‌هاى كوه را از جايى به جايى منتقل كند . ( 3 ) . برودت ( borudat ) ، سردى ، خنكى ، سرد شدن . ( 4 ) . هر مرغى كه در آب زندگى كند ، مرغابى ، بط . ( 5 ) . مكاره ( makkare ) ، بازار ، كه ظاهرا از ماكاريوس ( Saint Macaire ) قديس اخذ شده ، كه بازار ساليانه‌اى برپا مىكرده است . بازار مكاره ، بازارى كه هر سال يك بار به مدت چند روز در محلى داير شود و از اقطار مختلف يك كشور يا كشورهاى متعدد اجناس مختلف را در آن بازار به معرض تماشا و خريد و فروش گذارند . ( 6 ) . قونسيانيه احتمالا همان Consignee است ، به‌معناى كسى كه جنس يا مالى به عنوانش ارسال شده و