هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

677

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مقدمه مؤلف عرض نمىكند اين كتابچه ، فقراتى « 1 » را كه در او خلافى بوده باشد . و استحضار مىدهد [ به ] حضور انور « 2 » اعلى « 3 » حضرت شاهنشاه « 4 » بالاستقلال كلّ ممالك ايران و غيره و غيره - طول الله عمره و خلد الله ملكه و سلطانه « 5 » - را از حالات و هوا و شكارگاههاى صفحات اردبيل و مشكين و ييلاق كوه معظم سبلان و غيره و غيره . برحسب امر قدرقدر « 6 » مقرر بود كه چاكر جان‌نثار ، « 7 » در زمستان گذشته ، به جولگاى « 8 » مغان برود و مشاهدهء جولگا و هوا و شكار آن‌جا را نموده ، به خاك پاى انور همايون معروض دارد .

--> ( 1 ) . فقرات ( faqarat ) ، جمع فقره ، به معنى جملات ، عبارات . ( 2 ) . انور ( anvar ) ، روشن‌تر ، درخشان‌تر ، تابناك ، درخشان . ( 3 ) . اعلى ، صفت تفضيلى ، برتر ، بلندتر ، برگزيده از هرچيز ؛ اين كلمه را ايرانيان گاه به صورت اعلا مىنويسند . اعلى حضرت ، عنوانى مخصوص شاهان و سلاطين است . ( 4 ) . شاهنشاه ( Shahanshah ) ، شاهان شاه ، شاه شاهان ، پادشاه پادشاهان ، سلطان السلاطين ؛ به خداى تعالى و خورشيد هم گفته مىشود . ( 5 ) . جمله فعلى دعائيه به‌معناى خداوند عمر او را طولانى كند و پادشاهى و سلطنت وى را جاويد گرداند . ( 6 ) . قدرقدر ، كه همان قدر قدرت ( qadar - qodrat ) است ، به معنى آن‌كه قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است ؛ براى شاهان گفته مىشود : اعلى حضرت قدر قدرت . ( 7 ) . چاكر ، اين بنده . ( 8 ) . در اصل : جولگا ، كه جلكه ( Jolka ) و جلگه يا جرك هم گفته مىشود . زمينى است صاف و هموار كه در آن محل زمين چين‌خوردگى يافته يا آثار و عوامل خارجى چين‌خوردگىها را صاف و مسطح ساخته است .