هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
656
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
صاحبان بوق را در خانهء خود خوانده ، مخفى نمود ، تا فقيه به عادت ديرين ، براى استفاده بيامد . حكيم آن جماعت را بفرمود تا طبلها [ را ] نواختند و در بوقها بدميدند و مردم از هر كنار گرد آمدند . آنگاه خيام فقيه را به اهل نشابور بنمود و فرمود : « اين فقيه شما ، همه روزه در اين وقت به درس من حاضر مىشود . آنچه از من ياد كند ، دليل خبث باطن او در ترك حرمت استاد است . » و ابو حمزهء خراسانى ، كه جنيد وقت خود بوده ، و ابو القاسم منادى كه كرامات به او نسبت كنند . نيز از آن بلد است سهل صعلوكى ، كه در « قضا » و « تدريس » سرآمد زمان خود بوده ، بعضى به مدلول حديث انّ اللّه تعالى على رأس كلّ مأته ، ييبعث من يجدّد دينه ، درمائه چهارم سهل صعلوكى را شناسند . و ابو سعيد بن ابى عثمان الخرگوشى ، از مشاهير علما و زهاد و ابو محمد عبد اللّه بن محمد المرتعش ، كه به صحبت جنيد پيوسته و در سنه 328 [ ه . ق . ] رحلت نموده ، از اين بلد بودهاند . انتهى ملخصّا مترجما . « 1 » و چون ذكر اسيرى سلطان سنجر در طىّ اين مقال آمد ، مناسب ديد مضمون كلام صاحب همين تاريخ را در باب سرّ من رآى نقل نمايد . گويد : در جامع سامراء ، سردابى است كه به زعم شيعه ، مهدى ايشان در آن داخل شده و از آن خارج خواهد شد ، و با آنكه بنى عباس خلافت داشتند ، اسبى زردرنگ با زين و لگام زرّين از شيعه بر در سرداب پيوسته حاضر بودى ، تا هنگامى كه سلطان سنجر به عراق رفت . روز جمعه [ اى ] براى نماز به سوى جامع سامرّا آمده ، اسب را بديد و كيفيت بپرسيد ، گفتند : بهترين مردمان از اين موضع برمىآيد و اين اسب براى سوارى آن جناب است . سلطان گفت : كسى بهتر از من نخواهد آمد . و اسب را سوار شده ، ببرد و ملك او زوال يافته ، بر دست غزان اسير شد . انتهى ما قصدنا ؛ و لشكر كشيدن و رفتن سلطان سنجر به عراق در خلافت مسترشد بود . « 2 »
--> ( 1 ) . آثار البلاد و اخبار العباد ، 2 / 276 - 283 . ( 2 ) . آثار البلاد و اخبار العباد ، 2 / 148 - 149 .