هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

634

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مردمان و چارپايان ، در شب و روز از آن در خطرند ؛ و كسى كه در زمان « هبوب « 1 » رياح » از آن‌جا گذرد ، نادرا به سلامت ماند . و به روايت « تحفة الغرايب » ، در اين ناحيه كوهى مشهور ايت ، و بر آن چشمه‌اى است كه هرگاه پليدى در آن افتد ، بادى وزد كه مخافت « 2 » ويرانىها باشد . و در اين بلد چشمه‌اى است كه بادخانى گويندش . در تحفة الغرايب آورده است كه از اعمال دامغان قريه [ اى ] است موسوم به كهن ؛ و در آن چشمه بادخانى است . چون اهل آن‌جا براى تخليص خرمن غلّات به وزيدن باد محتاج شوند ، كهنهء حيض در آن افكنند ، هوا منقلب شود . كسى كه از آب آن بياشامد ، شكمش برآماسد ؛ و اگر از آن چيزى برداشته ، به موضع ديگر برند ، متحجّر شود . انتهى بالترجمه . « 3 » اهل اين بلد گويند سختى باد ويرانىها نموده و بسا سواران را از راه برداشته ، به درياى نمك - كه در جنوب شرقى اين شهر ، به فاصلهء زيادى واقع است - افكنده [ است ] . و اگر اين باد سخت نيايد ، نمكزار به سمت شمال انبساطى پيدا مىكند ، كه قرى و مزارع و شهر را فرو گرفته ، فاسد مىكند . در حقيقت ، حكمت پنهانى براى رفع تجاوز « بحر ملح » در سختى اين باد است . و عجب آن‌كه هروقت در اين ناحيت باد مىوزد ، در حدود مازندران ، كه در شمال غربى اين‌جا واقع [ است ] . و كوهى در ميانه فاصل است ، بارندگى مىشود و چشمه بادخانى در اين عصر موجود [ است ] . و چشمه على ، « 4 » كه آب آن اگر پليدى يابد ، باد اين ناحيه و باران مازندران ظاهر و شديد مىشود ؛ مشهور و مشهود است . اطلاعات در وصف قريه جزن و مسافت از آن‌جا تا خراسان : جزن يا گز ، دهى قديم [ است ] واقع در شمال شرقى دامغان و در جنوى قريهء طاق . « 5 »

--> ( 1 ) . هبوب ( hobub ) ، وزش باد . ( 2 ) . مخافت ( moxafat ) ، ترسيدن ، ترس ، خوف . ( 3 ) . آثار البلاد و اخبار البلاد ، 2 / 121 - 122 . ( 4 ) . بناى چشمه على دامغان با قدمت تيمورى ، صفويه ، قاجاريه به شماره 830 در تاريخ 25 اردىبهشت‌ماه 1348 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است . قلعه چشمه على هم به شماره 5651 در 25 اسفند ماه 1380 ه . ش . ثبت گرديده و در شمال غرب شهر قرار گرفته است . ( 5 ) . طاق ( Taq ) ، آبادى كوچكى از توابع بخش مركزى شهرستان دامغان است كه تا اين شهر 14 كيلومتر