هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
602
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
عظيم ، به قسمى درزگيرى كردهاند كه ابدا قطرهاى آب به زمين فرو نمىرود . دورتادور ، به قطار ، جاها [ يى ] ساختهاند ، كه هريك معروف است به نامى . بنا به مذهب « زردشتيان » ، « اعمال نيك » و « اقوال نيك » و « افكار نيك » ، قطار اول مال « ذكور » ، دويم مال « اناث » ، سيّم مال « اطفال » است . وقتى كه جسد « مرده » را در يكى از « دخمههاى مذكور » جا مىدهند ؛ او را به كلّى « برهنه » مىكنند ، مستند به اين معنى كه چون ما برهنه خلق شدهايم ، بايد برهنه از دنيا برويم . در وسط هر « برج » ، چاهى است [ به عمق ] 150 پا . كفش مفروش است از سنگ ، كه در اينجا « عظام « 1 » مردگان » را بعد از آنكه « لاشخورها » گوشتشان را مىخورند ، مىريزند . وقتى كه جسد آدم را يكى از « دخمه » ها جاى مىدهند ، به فاصلهء يك يا دو ساعت ، لاشخورهاى متعدد - كه در همينجا توطن گزيدهاند - تمام پوست و گوشت آن را كنده ، مىخورند . چند روز بعد ، استخوانها را در چاه وسط « برج » مىريزند . به واسطهء هوا و باران ، به تدريج خاك مىشوند . تمام « عظام » اجساد ، وضيع و شريف ، بزرگ و كوچك ، اناث و ذكور ، بايد مخلوط شوند كه امتياز و اختصاصى فيما بين غنى و فقير باقى نماند . در كف چاه ، 4 زير نقب « 2 » به 4 طرف زده ، 4 چاه ديگر حفر كرده ، در همه « شن » و « ذغال » ريختهاند . آب باران ، اول روى استخوانهاى گرد شده ريخته ، از آنجا داخل نقب مىشود و تصفيه مىشود . بعد به زمين فرو مىرود . بنا به عقيدهء « زردشتيان » اين همه كارها براى آن است كه زمين « ملوّث » نشود . اين است كه ابتدا « تصفيه » مىكنند و مىگويند : چون مرده را در قبر مىگذارند ، چندين كرور حشرات الارض « 3 » جمع شده و آن را به تدريج و تأنّى مىخورند . اينكه
--> ( 1 ) . استخوانها . جمع عظم . ( 2 ) . نقب به سوراخ يا سوراخ عميق بزرگ و نافذ يا راهى كه در زير زمين از جايى به جايى مىسازند و پنهان از چشم مردم است . ( 3 ) . حشرههاى زمين ، جانوران ريزه كه در زمين سوراخ كرده و خانه مىسازند ، مثل مار و موش . حركت حشرات الارض ، مطابق است با روز هشتم فروردين سال جلالى .