هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
587
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
دوشنبه سىام [ ذى حجة الحرام 1304 ه . ق . ] به تماشاى « باغ نباتات » رفتم . بسيار جاى باصفايى است ، امّا « ازهار » « 1 » و « اشجار » ى را كه با زحمت زياد از اطراف و اكناف عالم جمع كرده ، در گلدانها و گرمخانههاى اينجا كشتهاند ، همه در صحارى و جبال « هندوستان » و « ايران » خودرو مىرويند . بعضى از نباتاتى كه باوجود زحمت ، ممكن نيست در اين آب و هوا برويند ، چيده ، خشك كرده ، پشت آينهها چيدهاند . نباتاتى ديده شد شبيه به « شبپره » و « ملخ » و « ميگو » و هم « جانورهاى كوچك » كه شباهت تام به « نباتات » داشتند ، در شيشههاى متعدد جاى دادهاند ، با اسم آن نام ملكى كه در آنجا پيدا مىشود . بعد از گردش ، رفتم به شهر « لندن » . اگرچه دروازه و برج و بارويى در ميان نيست ، ليكن حاكم اينجا جداست . دكاكين خوب [ و ] پاكيزه دارد ، ولى بعضى كوچهها « كمعرض » است . اگر از يك طرف كوچه « كالسكه » داخل شود ، از طرف مقابل هم يكى ديگر بيايد ، يكى از اينها لابد بايد عقبعقب بروند تا از كوچه خارج شوند . جميع « تجار معتبر » و « بانكها » و « ادارات مهمّه » ، همه در خود شهر « لندن » است . روز سهشنبه ، غرّه « 2 » شهر محرم الحرام [ 1305 ه . ق . ] شيعيان حضرت « امير المؤمنين على ابن ابيطالب » - عليه الصلاة و السلام « 3 » - را لازم است در اين ايّام عزا « لباس ماتم » پوشيدن ، نوحه و لابه « 4 » نمايند براى مظلومى كه « جان » و « مال » و « عيال » در راه « شيعيان » خويش داد . [ بيت ] هزار سال گذشت از حكايت مجنون * هنوز مردم صحرانشين ، سيهپوشند اگرچه نوعى كه مقصود من و همراهان بود ، به واسطهء اقامت در « لندن » و عدم اسباب نتوانستم « عزادارى » نمائيم ، تا « روز دهم » كه « روز قتل » است ، به نشستن در منزل و ترك آمد و رفت و مهمانى و ضيافت ، قناعت كرديم .
--> ( 1 ) . شكوفهها . ( 2 ) . اول ، آغاز . ( 3 ) . بر او باد سلام و درود . ( 4 ) . در اصل : لايه