هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
578
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
طور يادگار تعارف كرد . من هم به منّت قبول كردم . از اينجا باز رفتم [ به ] « تماشاخانه » . بعد از ورود به « ورستر » ، رفتم به مهمانخانهء موسوم به « ستاره هتل » ، تغيير لباس داده ، رفتيم [ به ] تماشاخانه . پردههاى خوب نشان دادند . « دريا » و « تپه » و « كشتى » و « موج » و « توفان » و « پارو زدن ملّاحان » و « صداى آب دريا ، كه به ساحل مىخورد » ، چنان خوب و پاكيزه بود ، كه فى الحقيقه مثل اين بود كه همه « طبيعى » اند ، نه « مصنوعى » . تا نصف شب ، طول كشيد . بعد [ به ] منزل آمدم [ و ] « سوپه » خوردم و خوابيدم . پنجشنبه ، نوزدهم [ ذى حجة الحرام 1304 ه . ق . ] امروز در شهر « ورستر » توقف كرده ، بعد از ظهر باز رفتم [ به ] كليسا ، به استماع صورت « مدم البانى » « 1 » . امروز ، روز آخر است كه مىخواند . فردا خواهد رفت . 3 روز است اينجا است . زنى است « معمره » و « كوتاهقد » . بهترين « آوازخوانان فرنگ » محسوب مىشود . تمام ممالك « فرنگ » و « ينگىدنيا » ، اكثر مشار اليها را دعوت مىكنند . بلاحرف ، آهنگى كه از حنجر [ ها ] ش بيرون مىآيد ، روح را قوّتى عليحده مىبخشد [ و ] قابل شنيدن است . على اى حال ، پس از اتمام مجلس ، رفتم [ به ] مهمانخانه ، چاى خورده ، به طرف « ورستر » حركت كردم . در راه ، [ هوا ] خيلى سرد بود . هواى اينجا خنكتر است از « لندن » . امشب را در خانه مستر « اورت » مهمان هستم . هرچند زياد خسته بودم ، ولى به ملاحظهء دوستى كه با معزى اليه داشتم ، نخواستم ردّ دعوت كنم . با اين حال ، به محض ورود به « ورستر شير » ، تغيير لباس داده ، [ به ] راه افتاديم . همراهان نيز مدعو بودند . 7 ميل مسافت داشت . متجاوز از يك ساعت در راه بوديم . هوا هم سرد بود . خلاصه ، ساعت 9 [ شب ] رسيديم . خانه و باغچه و اثاث البيت بسيار با
--> ( 1 ) . عجيب اين است كه « ناصر الدين شاه قاجار » روز 25 ربيع الثانى 1290 ه . ق . يعنى 14 سال قبل از سفر « عماد السلطنه » به آوازخوانى اين زن اشاره مىكند : « تماشاخانهء بسيار بزرگ 6 مرتبهء خوبى است . پردههاى خوب نشان دادند . جمعيت زيادى هم بود . . . ديگرى هم بود . البانى ( Albani ) نام از اهل « كانادا » ى ينگىدنيا . بسيار خوب خواند و كارهاى خوب كرد . » ( سفرنامه ناصر الدين شاه قاجار ، 95 )