هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

565

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ششم . « ربرت دور ارل « 1 » اسكس « 2 » » . در جنب اين « مقتل » ، راهى است تنگ و تاريك ، [ كه ] مىرود به محبسى كه مال « اعزّه » و « امرا » بود . محبوسين ، هريك [ در ] زمان قيد ، روى سنگ‌هايى كه در « كف » و « ديوار » محبس است ، چيزها كنده‌اند ، كه خالى از « پند » و « نصيحت » نيست . يكى از آنها را كه « ويليام رام » كنده بود ، خواندم . ترجمهء آن اين است : « در خانهء « ماتم » و « عزا » توقّف كردن ، به از زيست نمودن در خانهء « عشرت » و « ضيافت » است . دل « عاقل » هميشه منزل « ماتم » است . چندى « مقيّد » شدن ، بهتر است از همواره « خليع العذار » بودن . براى هرچيزى ، انتهايى دارد . انجام هر شيئى از آغاز آن بهتر است . زمان « مسكنت » و « مذلّت » ، صبور و شكور باش . همچنان‌كه « پول » مفتاح ابواب « مقفّل » است ، « عقل » نيز كليد « اشكالات » است . زمان « اقبال » خوش‌سلوكى كن و بترس از ايام ادبار . فى 22 « آپريل » « 3 » 1599 [ م . ] » . خلاصه ، از ديدن اين محبس و خواندن بعضى خطوط ، و به ياد آوردن كشتار و قتالى كه در اين موضع شده ، به قدرى بدنم مرتعش شد كه ضعف روى داد . محبس ديگر [ ى ] بود زيرزمين مانند ، براى طبقهء « گناهكاران » و « قاتلين » و غيره . به قدرى تاريك و بدبو بود ، كه به عقل راست نمىآيد . ديوارهاى بسيار كلفتى داشت [ كه ] حال « انبار تفنگ » است . در عرض يك روز مىتوانند 000 ، 80 تفنگ بيرون بياورند . به جهت خراب كردن يكى از ديوارهاى اين محبس ، هزارها عمله و مدت‌ها زمان لازم است . واقعا عجيب جاى محكمى است . از آهن استحكامش بيشتر است . پس از تأسف و تماشاى بسيار ، [ به ] منزل آمدم .

--> ( 1 ) . از القاب و عناوين اشراف و نجباى اروپايى ، مانند دوك ، پرنس ، كنت ، سر . ( 2 ) . اسكس ( Essex ) ، كشور قديم ساكسن و يكى از دول هفت‌گانه كه مركز آن شهر « لندن » بود و در سال 526 م . تأسيس يافت . ( 3 ) . منظور : ماه آوريل ( April ) .