هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
519
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« برايا » كه گروهى هستند مختلف المذهب و متعادت « 1 » المشرب ، نوعى سلوك و رفتار كردهاند كه فرياد احدى بيرون نيامده [ است ] ، جز مرغان خوش الحان . و به هيچكس ظلمى و ستمى وارد نيامده ، جز از غمزهء محبوبان اهل ملك ، اناثا و ذكورا ، متواضعاند . خواتين « يشماق » « 2 » مىبندند كه در حقيقت ململى « 3 » است بسيار نازك . از وسط بينى تا چانه را مىپوشانند . روگيرى ، چنان ميانشان رسم نيست . بلى ، خوبرويان گشادهرو باشند . جمعيّت « اسلامبول » و توابع آن ، كه نصفشان « عيسوى » اند ، قريب [ به ] 000 ، 000 ، 1 « 4 » [ نفر ] است . دولت « عثمانى » 150 كشتى دارد . 17 « آهنپوش » ، باقى « تجارتى » . ماليات ملك 000 ، 000 ، 14 « 5 » « ليره انگليس » است . شهر ، « بسيار خوشمنظر و باصفا » واقع شده [ است ] . در حقيقت ، چشمانداز « اسلامبول » مستغنى از شرح و بيان است . علاوه بر اينكه دست قدرت شامل حال « اسلامبول » شده ، داراى ابنيه پاكيزه و عمارت نظيفه و « مسجد اياصوفيه » است ، كه همه از زيردست استادان ماهر برآمده [ است ] ، مثل همان « تاجمحلى » است كه ما در « هندوستان » داريم . مىگويند كار « ديو » است ، و الا آدم چطور « 6 » به اين خوبى مىتواند بسازد . مىخواهم بگويم از حيثيت هنر و استادى هنرمندان قديم « بيزانتيوم » « 7 » مثل « هنديان » بودند . اگر ابنيهء جديد را با بناهاى قديم بسنجيم ، ثبات و استوارى ملّت ، كالشّمس فى وسط السّماء ، « 8 » ظاهر و هويدا مىگردد . امروز كه اين ابنيه و مساجد رو به زوال و انهداماند ، دست به هيچ بنايى كه ما
--> ( 1 ) . متفاوت . ( 2 ) . ياشماق . واژهاى تركى ، بهمعناى چارقدى كه زنان « ترك » سر و نيمهء زيرين روى را بدان پوشند ، چانه بند ، شربتى . ( 3 ) . ململ ، نوعى پارچهء سفيد از پنبه شبيه به چلوار ، اما نازكتر از آن . در متن : ملمكى آمده است . ( 4 ) . در اصل : يك ميليان ( 5 ) . در اصل : چهارده ميليان ( 6 ) . در اصل : چهطور ( 7 ) . در اصل : بيرانتيوم به معنى بيزانس ( Byzantium ) . ( 8 ) . مانند آفتاب ( خورشيد ) در ميان آسمان .