هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
505
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
اعظم و اجلّ « 1 » اعياد مىدانند . شب را در همان ، مهمانخانه ، كه هميشه مىرفتم ، به سر بردم . روز چهارشنبه ، غرّه « 2 » شهر شوال [ 1304 ه . ق . ] صبح كه از خواب برخاستم ، حسب الرسم « 3 » همراهان آمده ، اداى نذر كردند . با فردا فرد آنها عيد مباركى شد . ديشب ، چون شب بيست و هفتم ، بلكه بهتر ، تمام شهر را آئين بسته و چراغان كرده ، جهازات را با اعلام و بيرقهاى متلون اللون زينت كرده بودند . اعليحضرت اقدس سلطان ، رسم است « نماز عيد » را در مسجدى كه خودشان بنا كردهاند ، خوانده ، [ بعد ] تشريف مىبرند به عمارت دولتى ، بر مسند سلطنت متمكن مىشوند . بعد ، تمام اعيان و اشراف و امنا و امراى ملك ، نظامى و قلمى ، به حضور رفته ، دست اعليحضرت ايشان را بوسيده ، بيرون مىآيند . و اعليحضرت سلطان ، به فراخور حال هريك ، نوازشات خسروانه مبذول مىدارند . الحق ، خيلى قابل تماشا است . امروز هم نيز چون ساير ايّام به سر بردم . شب ، بعد از شام ، رفتم به « باغ عامه » ، كه « تپهباش » مىنامند . موزيكان مىزدند . جمعيت كثيرى از زن و مرد جمع شده بودند . آنجا قدرى نشسته ، بستنى خورده ، [ به ] منزل معاودت شد . روز پنجشنبه ، دوّم شهر شوال [ 1304 ه . ق . ] امروز حالم چندان خوش نبود . از منزل بيرون نرفتم . بعضى نوشتهجات لازمه [ را ] نوشته ، روانهء « هندوستان » كردم . هواى اينجا نسبت به « بيوكدره » گرمتر است . پشهء زياد هم دارد . چيزى كه قابل تحرير باشد ، روى نداد . مردم چون ديروز ، مشغول ديد و بازديد هستند . تمام اطفال ، البسهء گوناگون و اقمشهء بوقلمون « 4 » پوشيده ، دستهدسته از اينجا به آنجا مىروند . اينجا رسم است [ كه ] تا 3 روز اين عيد را مىگيرند . روز جمعه ، « 5 » سيّم [ شوال 1304 ه . ق . ]
--> ( 1 ) . جليلتر ، بزرگوارتر ، عظيم القدرتر . ( 2 ) . منظور : اول . ( 3 ) . طبق معمول . ( 4 ) . جامههاى رنگارنگ و گوناگون . ( 5 ) . در اصل : جمعهء