هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
496
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
[ هستند ] . شب ، خنك بود . راحت خوابيدم . روز جمعه هجدهم [ رمضان 1304 ه . ق . ] صبح ، بسيار سرد بود . درجهء ميزان الهوا در اتاق 66 و بيرون 60 درجه بود . مسافرين همه لباس كلفت پوشيدند . 2 ساعت به ظهر مانده ، سواد شهر « اسلامبول » از دور پيدا شد . نيم ساعت بعد ، داخل « بسفور » شديم . نيم ساعت متجاوز ، كشتى در ميان « بسفور » مىرفت ، تا رسيديم به لنگرگاه . طرفين « بسفور » مملو بود از عمارات خوشمنظر و ابنيهء باصفا و مساجد عاليه . مىخواهم بگويم : هيچجاى دنيا ، اين منظر نيكوى « بسفور » را ندارد . يك ساعت به ظهر مانده ، كشتى به لنگرگاه رسيده ، [ و ] لنگر انداخت . من و همراهان پياده شده ، داخل « قايق دودى » شده ، به طرف اسكله رانديم . از « بندر توبخانه » داخل شده ، رفتيم « پرا » . نهار را در مهمانخانهء موسوم به « هتل دانكلتر » صرف كرديم . شهر « اسلامبول » دو قطعه است : يكى « قديم » كه اهل ملك « استمبل » مىگويند ، و ديگرى « جديد » ، كه « پرا » « 1 » مىنامند . تمام شهر و محال « اسلامبول » روى كوه و تپه واقع شده [ است ] . زمين كوچهها با سنگهاى قلميه مفروش است . يك كوچه مسنوى ديده نشد . يا سراشيب است ، يا سربالا ، هواى شهر گرم بود . 3 ساعت از ظهر رفته ، رفتم « بيوكدره » ، كه يكى از محال « اسلامبول » [ است ] و يا « كشتىدودى » 2 ساعت راه است . در مهمانخانه موسوم به « بلوو » ، يعنى « خوش منظر » فرود آمديم . هواى لطيف خنكى دارد . تمام عمارات اينجا مشرف به دريا و خيلى باروحاند . « سفارتخانههاى خارجه » ، در امتداد « بسفور » « 2 » نيز هست ، كه فصل تابستان ، از شهر اينجا [ به ] ييلاق مىآيند .
--> ( 1 ) . Pera . ( 2 ) . در اصل : بسفود