هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

475

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مراجعت كرده ، خوابيدم . روز سه‌شنبه ، هشتم شهر [ رمضان « 1 » 1304 ه . ق . ] امروز عصر ، ان شاء الله مىخواهم به « اسكندريه » بروم ، كه با « كالسكهء بخار » تندرو ، 3 ساعت و نيم راه است ، به مسافت 130 ميل . قبل از نهار ، براى وداع رفتم [ به ] منزل جناب « سفير انگليس » . از آنجا برگشته ، نهار خورده ، قدرى دراز كشيدم . ساعت 5 / 5 [ عصر ] به موقف « كالسكه بخار » رفتم . جناب « سفير » به مشايعت تشريف آورده بودند . قدرى صحبت شده ، بعد تشريف بردند . ما هم دو سه دقيقه بعد ، سوار شده ، به طرف « اسكندريه » رانديم . اين « قطار كالسكه » ، همه به هم راه دارند . آينه‌هاى بزرگ در اغلب كالسكه‌ها نصب كرده‌اند . از قرارى كه مىگفتند 2 سال قبل خريده « 2 » شده [ است ] ، امّا به واسطهء عدم توجه ، كهنه‌تر به نظر مىآمدند . وقتى كه راه افتاديم ، قدرى گرم بود . بعد ، خنك شد . گرد و خاك ، هيچ نبود . خوش گذشت . ساعت 5 / 9 [ شب ] رسيديم به « اسكندريه » و به خط مستقيم رفتم به مهمان‌خانه موسوم به « خديويّه » . اين مهمان‌خان تقريبا محاذى « 3 » سربازخانهء « انگليس » است . اسباب پاكيزه‌اى از قبيل « كرسى » و « آئينه » و « فرش » و غيره داشت ، اما غذا ، بسيار غيرمأكول و بد بود . همين‌قدر به دل ماينحللى خورده ، رفتم به اتاق خود . چون خسته بودم ، يك ساعت بعد از شام ، خوابيدم . مدت دو هفته توقف من در « مصر » ، زمانى بود كه در تاريخ مصر ، اهميت پيدا خواهد كرد . چه ، در همين ايام ، گفتگوى « معاهدهء انگليس و ترك » بود . « سر هنرى » در « موندولف » ، به‌طورى كه بايد و شايد در امور « تاكتيكى » خوب از عهده برآمد . قرار بر اين مقرر شد كه « معاهده » را « اعلى حضرت سلطان » امضاء نمايد ؛ به اين شرط [ كه ] اگر احيانا دولت « فرانسه » مانع شود ، نه فقط رشتهء مودّت دولتين « عثمانى » و « فرانسه » گسيخته شود ، بلكه حركت « فرانسه » در اين امر « انگليس » را مستحق نمايد تا زمان غيرمحدودى ، كما فى السابق « مصر » را متصرف باشد . در « معاهده » ، يك فقره اين است كه اگر دولت « انگليس » مناسب بداند ، در عرض 3

--> ( 1 ) . در اصل : فوق ( 2 ) . در اصل : خريد ( 3 ) . در اصل : محازى