هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

471

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« باصفا » و « تميز » است . نزديك « مهمان‌خانه » كه منزل كرده بودم ، مهمان‌خانهء جديد ديگرى بود ، خيلى باشكوه . چراغ‌هاى برقيهء متعدد ، بر صفاى آنجا افزوده بود . خبر كرده بودم شام براى من و همراهان ، آنجا حاضر نمايند . از گردش كه برگشتيم ، به خط مستقيم ، [ به ] آنجا رفته ، شامى صرف شد . اسباب مهمان‌خانه ، خيلى پاكيزه و مرغوب بود ، امّا غذايى كه دادند ، چندان پسنديده نبود . در مهمان‌خانه [ اى ] كه منزل كرده بودم ، خيلى باسليقه‌تر غذا ترتيب داده مىشود . پس از صرف شام ، رفتم « باغ عامه » « 1 » . از جانب دولت ، ايام « پنج‌شنبه » و « دوشنبه » ، يك دسته موزيكان‌چى مأمورند از ساعت 9 الى نصف شب ، در جاى مخصوصى كه ميان باغ ساخته‌اند ، بنوازند . جمعيّت كثيرى از زن و مرد بودند . بعضى راه مىرفتند و برخى جوقه‌جوقه « 2 » روى « سندلىها » « 3 » نشسته ، صحبت مىكردند ، قهوه مىخوردند و هركسى كه مىخواست مشروبات « مسكره » هم « 4 » مىخوردند ، در كمال آزادگى . صداى احدى بلند نمىشد . قريب 5 / 0 ساعت نشسته ، قهوه خورده ، برگشتم منزل . دراز كشيدم تا نزديك صبح خوابم نبرد . ساعت 5 [ صبح ] ، يك دو ساعت چرتى زدم . روز جمعه ، چهارم [ رمضان 1304 ه . ق . ] باز ، مثل ديروز كسل بودم و هنوز نقاهت بالمره « 5 » رفع نشده . براى رفع كسالت ، حمام رفته ، قدرى در آب گرم نشستم . هواى اين‌جا خيلى منقلب است . اگر شب ميان اتاق آدم بخوابد ، از شدت گرما و كثرت پشه ، خوابش نمىبرد . اگر بيرون بخوابد ، يك دفعه نزديك فجر هواى گرم مبدّل به هواى سرد شده ، آدم سرما مىخورد . اين است كه در اين فصل ، اغلب مردم به « اسكندريه » يا « اسلامبول » مىروند . اگرچه

--> ( 1 ) . باغ ملى ، پارك شهر . ( 2 ) . جوقه يا جوقه . به‌معناى دسته‌دسته يا به دسته‌ها و گروههاى جدا . ( 3 ) . منظور : صندلىها . ( 4 ) . در اصل : به هم . ظاهرا « به » اضافى است . ( 5 ) . اصلا ، ابدا ، هرگز ، به تمامه از همه جهت . مركب از ب + ال + مرة .