هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
457
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
خلاصه ، تكان كشتى به قسمتى زياد شد ، كه اغلب مسافرين سرشان بنا كرد به گيج « 1 » خوردن . هريك به گوشه [ اى ] افتادند و معدودى را استفراغ « 2 » دست داد ، و به بعضىها كه درياها ديده و گرم و سرد روزگار چشيده بودند ، تأثيرى به هيچوجه نكرد . هريك به كار خود مشغول بودند ، يعنى مردها به « راه رفتن » و « سيگار كشيدن » و « كتاب خواندن » ، زنها به « خياطى كردن » و « جوراب بافتن » و اطفال به « بازى كردن » و قس على هذا . « 3 » اين قطعه به گرما معروف است ، و امروز اتفاقا چنان سرد شد كه مسافرين لباس كلفت پشمى دربر كردند . و درجهء « ميزان الهوا » كه هرروز كمتر از 88 و 90 نمىشد ، امروز از 74 بالا نرفت . تا امروز ظهر ، 84 ميل مسافت طى شد . باوجودى كه باد به شدّت مىوزيد ، باز خوب مسافتى طى كرد . ساعت 5 / 7 شب ، دريا قدرى آرام گرفت . ساعت 10 شب رسيديم به جايى كه موسوم است به « اخوين » « 4 » . در اين نقطه « دو تلّ بزرگ » واقع است . شبها در برجى كه روى يكى از اينها ساخته شده ، چراغ مىافروزند كه از ده پانزده ميلى پيداست و كشتى به هدايت چراغ به مسافت زياد از پهلوى تپههاى مزبور مىگذرد . از اينجا تا « سويس » « 5 » 247 ميل است . ساعت 12 [ شب ] در عرشه رفته ، چون شبهاى گذشته ، خوابيدم . نزديك طلوع فجر ، هوا بسيار سرد شد . دوشنبه ، بيست و دوّم شهر شعبان [ 1304 ه . ق . ] امروز صبح ، داخل « خليج سويس » شديم . دست راست از دور دو كوه مخروطى شكل
--> ( 1 ) . در اصل : به بكيج ( 2 ) . در اصل : استفراق ( 3 ) . قسّ ، بهمعناى درپى چيزى شدن و جستن آن را يا از پى فراشدن است ، اين جمله بهمعناى تأكيد و پى درپى تكرار شدن است و در مجموع در اين جمله كارها يا از اين قبيل يا غيره است . ( 4 ) . اخوين يعنى دو برادر . به اين دو تل بزرگ ، دو برادر مىگويند . اخوى يعنى منسوب به اخ و اخت و اخوى بهمعناى برادر ، غلط مشهور در زبان فارسى است . ( 5 ) . سويس يا سوئز Sues ) يا ( Suez .