هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
44
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بيرون رفتم . [ جاجرود ] اول منزل « جاجرود » ، « 1 » كه چهار فرسخ است تا دار الخلافهء تهران ، راه ما بين « شمال » و « مشرق » مىرود ، و اغلب اين راه را « عرابه » « 2 » و « توپ » به آسانى عبور مىكند ، مگر نزديك به رودخانه ، كه به جهت تنگى راه قدرى تعمير ضرور دارد . و ميان « جاجرود » و « تهران » ، آبادى نديدم مگر يك قلعهء مختصر كه در اطراف آن ، قليل زراعتى بود . هنگام ورود به « جاجرود » ، آفتاب غروب كرده [ و ] تاريك بود . از بسيارى و تندى آب ، اگرچه به سبب « نابلدى » به وحشت گذشتم ، اما الحمد لله زحمتى وارد نشد . الحق ، جائى پر خطر است ؛ خاصه در فصل بهار و طغيان آب . در حين عبور به خاطرم گذشت كه اگر « شاهنشاه عادل » بر اين آب پلى بسازند « 3 » ، تا « متردّد » و « مسافر » ، « سواره » و « پياده » به سلامت بگذرند ، البته باعث مزيد عمر و دولت و نام نيك خواهد بود . و آنچه ديدم ، به خرج بسيارى هم احتياج نيست . و اين رودخانه از ما بين « مغرب » و « شمال » جارى مىشود . در آن طرف رودخانه ، « رباطى » « 4 » ديدم كه از ابنيهء خاقان مغفور « فتحعلى شاه » است ، و مشرف به رودخانه . و « فتحعلى خان ملك الشعرا « 5 » » ، تاريخ او را در اين مصراع ، چنين
--> ( 1 ) . جاجرود ( Jajrud ) از توابع بخش مركزى شهرستان دماوند استان تهران است و سر راه تهران به رودهن و در 6 كيلومترى جنوب سد لتيان و كنار رودخانهاى به همين نام واقع شده است . رودخانهء جاجرود 140 كيلومتر طول دارد و از تلاقى رودخانههاى « گرمابدر » و « زايگان » در 34 كيلومترى شمال شرقى تهران تشكيل مىشود . ( 2 ) . عرابه , ( arrabe ) گردونهء اسبى ، ارابه ، عراده . ( 3 ) . پييترو دلاواله مىنويسد : « به رودخانهى ديگرى به نام جاجرود رسيديم . هرچند رودخانهى تند و پر آبى بود ، ولى مجبور شدم به آب بزنم ، چون پل سنگى و قديمى آن ويران شده بود . » ( سفرنامه ، 1 / 705 ) . ( 4 ) . رباط , ( Rebat ) جايى كه در كنار جاده جهت استراحت كاروانيان سازند و آن شامل اتاقها ، طويله ، آب انبار و غيره است ؛ كاروانسرا محلى مانند زاويه و خانقاه ، كه صوفيان و دانشجويان فقير در آن سكنى گزينند . ( 5 ) . فتحعلى خان كاشانى معروف به صبا كه ملك الشعراى دربار فتحعلى شاه قاجار بود . وى شاگرد صباحى كاشانى و صاحب كتابهايى چون « شهنشاهنامه » ، « عبرتنامه » ، « گلشن صبا » و « ديوان قصايد » است . او نخستين شاعرى است كه ثمرهء نهضت بازگشت ادبى در اشعار او به قوت تمام مشاهده مىشود . مرگ وى را