هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

429

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بود ، اظهار داشت : « من هرگز به محدود شدن اختيارات خود رضايت نخواهم داد ، و از دست اين شاه جوان نيز كارى ساخته نيست . » برخى از اعضاء كابينه ، يا دوستان نزديك وى ، كه در جلسه حاضر بودند ، به « نخست‌وزير » پيشنهاد كردند براى تحت فشار قرار دادن « شاه » ، استعفاى سياسى دهد ، چراكه در حال حاضر كسى نيست كه به‌عنوان « جانشين » وى منصوب شود ؛ در نتيجه ، شاه هم فرمان محدوديت‌ها را لغو خواهد كرد و هم حكم انتصاب مجدد شما را امضاء خواهد نمود . « سرهنگ مارشل » انگليسى هم افزود : « من مىدانم كه وزارت و صدارت براى شخص نواب صاحب ، زحمت و خستگى بسيارى را به همراه دارد . اگر نمىتوانيد با اين شرح وظايف و اختيارات جديد به كار خود ادامه دهيد ، پيشنهاد مىكنم كه استعفا بدهيد ، چرا كه اين قانون غيرقابل تغيير و لازم الاجرا است » . « مير لايق على خان » ، بىآن‌كه به عواقب امر بينديشد ، همان لحظه « استعفانامه » را به « مارشل » تقديم كرد . معتمد شاه - كه نظامى كاركشته‌اى بود - سلام داد و برخاست و به كاخ آصف‌جاهى رفت و استعفا را به « مير محبوب على خان » تحويل داد . شاه جوان نيز كه ظاهرا موافقت ضمنى انگليسىها را از طريق واسطه‌شان « سرهنگ مارشال » ( مارشل ) به دست آورده بود ، بلافاصله ضمن قبول استعفاى نخست‌وزير ، « نواب بشير الدوله آسمان‌جاه » را به اين مقام منصوب نمود . در ضمن ، مقررى سالانه‌اى به مبلغ 000 ، 90 روپيه براى « مير لايق على خان » - تا پايان عمر - و به عنوان « حقوق بازنشستگى » تعيين نمود . علاوه بر اين ، به برادر بيمار نخست‌وزير قول داد اگر تا 6 ماه ديگر بهبود يابد ، او را به مقام « صدارت » منصوب مىنمايد . همچنين بدهى 000 ، 000 ، 3 روپيه‌اى « مختار الملك » پدر « مير لايق على خان » - را از سوى « دولت » پرداخت نمود و حكم كرد تمام املاك خصوصى نخست‌وزير ، مادام العمر ، در اختيار وى باشد . خود « عماد السلطنه » در مقدمهء كتابش ، علّت اين استعفا را بيان نمىكند و به‌گونه‌اى ابهام‌آميز مىگويد : « چون به واسطهء علتى از علائل ، از وزارت مملكت « حيدرآباد » دكن استعفا نمودم ، فراغتى حاصل شد . . . » . در پاسخ به سؤال پادشاه يونان هم پاسخ روشنى نمىدهد و مىگويد : « سبب استعفاى وزارت مرا پرسيدند ، عرض كردم : به