هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
376
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
است ؛ و ممكن است كه از ساير معادن هم اگر كسى تفحّص نمايد ، كشف كند ، زيرا كه اراضى اين قطعه قابل است براى هر نوع محصولات . « مقبرهء شيخ شهاب الدين اهرى » در طرف جنوب شهر ، ما بين قصبه و رودخانهء « بيوك چاى » واقع شده [ است ] . به امر ولىعهد مغفور ، « نايب السلطنه » مبرور ، در سنه 1227 [ ه . ق . ] به اطراف مقبرهء شيخ مزبور حصار كشيده ، و درختان زياد در دور « مقبره » در توى همان حصار كاشته بودند . اكنون حصار باقى است ، ولى از اشجار باغ آثارى باقى نيست . وضع « مقبره » عبارت از يك محوطهء كوچكى است مربّع كه در سمت شرقى آن « مسجد زمستانى » و در سمت غربىاش « مسجد بزرگ مرتفعى » ساختهاند . دو طرف ديگرش ، « حجرات » منقحى است براى مسكن « غربا » و « طلاب » . خود شيخ مرحوم در وسط همان محوطه مدفون است . دور قبر را به ارتفاع يك ذرع و نيم از سنگهاى مشبك ، محجر كشيده ، در حجّارى اين سنگها نوعى صنعت و استادى به كار بردهاند كه عقل در او حيران مىماند ؛ و هنوز هم به مرور و دهور همان گل و بوت [ ه ] ها در صفحهء سنگها باقى و برقرار است . در مسجد زمستانى ، در سمت جنوب ، نزديك محراب ، در روى ديوار چند سطرى از مرحوم « شيخ بهاء الدين محمد آملى » به خط خودش ، در زمان سياحتش كه به اين مقام آمده ، و به « كلام مجيد » سجافى تفألى نموده است ، نوشته و براى اثبات درجه « شيخ شهاب الدين » به رسم يادگارى « آيات قرآنى » را عينا نقل كرده ؛ و خودش در آخر امضاء نموده است . صورت آن ، اين است « 1 » . . . ارتفاع مسجد تابستانى به قدر 16 ذرع و مسقف به يك گنبد است ، و در طرفين مسجد ، به فاصله زيادى 2 منارهء كاشىكارى است . سر منارهها قدرى خراب شده [ است ] . اين آثار بدين « عظمت » و « رفعت » هنوز معلوم نيست و مجهول است كه در چه زمان و در كدام تاريخ تعمير شده [ است ] .
--> ( 1 ) . در متن سفيد است و از ذكر آيات و ابيات خبرى نيست .