هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
363
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
در جلو عمارت ، براى تفرج ساكنين ، باغ بزرگى مملو از درختان گل كاشته شده است . در توى جميع اتاقها « 1 » ، باوجود آنكه طبقهء تحتانى آنها ، « يخچاه » بزرگى براى دفع حرارت آفتاب درست كردهاند ، حوضهاى سنگى مرتب ساخته [ اند ] كه از همهء آنها آب جارى است . فرش جميع اتاقهاى « 2 » « عمارت » ، يكپارچه از قالىهاى گرانبهاى خود قلعه است . پرد [ ه ] هايش به تمامه ، از شالهاى « كشميرى » و پارچ [ ه ] هاى قيمتى است و طاقچهپوشها به طرز قديم ، از پارچ [ ه ] هاى گلدوز و زرينهباف بود . ساير لوازمات آن به همين قرار « مزيّن » و « مطرز » « 3 » ، كه اگر به شرح آنها پرداخته شود ، موجب اطناب خواهد شد . روز حركت ، يك رأس اسب خوب ، از اسبهاى ممتاز « قراباغ » ، براى سوارى جناب آقاى « ثقة الاسلام » اهدا شد . يكشنبه ، پانزدهم جمادى الاولى 1297 [ 12 ه . ق . ] امروز صبح از قلعه حركت شد ، به طرف « سرحد » ، راه ما بين مشرق و جنوب ، از « دروازه » تا « رودخانه » سرازير مىشود . اين رودخانه از كوه « گرس » « 4 » جارى شده و از « خزينه درسى » گذشته ، به رودخانه « غرغر » ملحق مىشود . به فاصله 2 ورس قريه « شوشى » در سر راه است . جمعى كه به مشايعت آمده بودند ، از اينجا مراجعت نمودند . بعد از طى مسافت دو فرسخ از قلعه ، در بين راه چشمهاى است كه « قزحبلاغ » گويند . از اينجا ابتداى جنگل است ، كه عبور كردن از وسط آن خيلى پرزحمت است . [ به ] خصوص كه باران هم مىآمد و هوا را مه گرفته بود ، به حدى كه چشم همديگر را نمىديد . خلاصه ، با زحمت زياد از وسط درختان قوىهيكل جنگلى گذشته ، به « قراولخانه » رسيديم كه متصل به قريه « ميزرايوف » بود . از آنجا نيز قدرى راه طى
--> ( 1 ) . در اصل : اوطاقها ( 2 ) . در اصل : اوطاقهاى ( 3 ) . زينت داده شده ، طراز داده شده . ( 4 ) . Goris .