هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
35
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
انگليس در ايران به هرات رفت و به تعليم و تجهيز افراد محلى جهت مقابله با سپاه محمد شاه پرداخت . » « 1 » دكتر حسين محبوبى اردكانى هم اشتباه ديگران را تكرار مىنمايد : « ماژردارسى يا دارسىتد - افسر توپخانه كه در موقع ورود به ايران سرگرد بود و بعدها به درجهء سرهنگى نائل گشت . « 2 » دارسى در به دو ورود ، از طرف سرگرد اوزلى مأمور سياحت فيروزآباد فارس شد . « 3 » پس از آن در تبريز به تعليم سپاهيان وليعهد مشغول گشت و هم او بود كه در موقع مراجعت به انگلستان ، به خواهش وليعهد 5 تن از محصلين ايرانى را براى تحصيل به انگلستان برد و بر خلاف انتظار ، محبتها و مساعدتهاى ايرانيان را ناديده گرفته ، دربارهء آنها بدرفتارى نمود و نشان داد كه علاوه بر تندخويى و خشونت ظاهرى كه به علت آن در ايران به مستر باروت معروف شده بود ، حق ناشناس نيز هست . ماژوردارسى كه پس از رسيدن به درجه سرهنگى ، در ميان ايرانيان قولونل خان خطاب و نام برده مىشد ، در 1835 م . / 1251 ه . ق . براى تعليم قشون دوست محمد خان افغان و ضديت با سياست ايران به كابل فرستاده شد و بعدا در جنگ فيروزه « 4 » به قتل رسيد . « 5 » اقدامات ژوزف دارسى در ايران چنين بود : 1 . همراهى با سرگوراوزلى ( هيئت نظامى سياسى بريتانياى كبير ) . 2 . تعليم سپاهيان در ايالت آذربايجان ( تبريز ) 3 . سرپرستى هيئت 5 نفره محصلين اعزامى به لندن در زمان عباس ميرزا ، كه با ظلم و ستم به آنان و حيف و ميل اموالشان همراه بوده است . مهمترين سند در اين باره سفرنامه ميرزا صالح شيرازى ، يكى از اين پنج نفر است . « 6 »
--> ( 1 ) . مجموعه سفرنامههاى ميرزا صالح شيرازى ، 41 . ( 2 ) . ميرزا تقى خان امير كبير ، اقبال آشتيانى ، 206 . ( 3 ) . تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، 1 / 94 . ( 4 ) . تاريخ ايران ، ماركهام ، 482 . ( 5 ) . تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، 1 / 101 . ( 6 ) . سفرنامههاى ميرزا صالح شيرازى ، صص 41 - 60 ، 71 - 76 ، 102 - 104 ، 143 - 192 ؛ تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، 1 / 101 ، 106 ، 131 - 179 ؛ مقاله محيط طباطبايى در روزنامهء « شفق سرخ » ، از شماره 2393 ، تير 1312 به بعد ؛ مقاله مجتبى مينوى . اولين كاروان معرفت ، مجله يغما ، سال ششم ، شماره