هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

340

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

چند نفر از اهالى اين بلد در توى كشتى كه بودند ، بيرون رفتند ؛ ولى به واسطهء تلاطم دريا ، حركت كردن در ليمان اين اسكله [ به ] خصوص از واپور تا اسكله ، با قايق رفتن هم كمال اشكال را داشت . بدين ملاحظه ، جناب مستطاب آقاى « ثقة الاسلام » احتياط كرده ، از واپور بيرون حركت نكردند . مقرب الخاقان « ميرزا محمود خان كارپرداز » ، با جمعى از تجار ساكنين اين شهر كه در اسكله منتظر بودند ، از آنها عذرخواهى فرمودند ؛ و فردا ، كه روز اول سال و عيد نوروز سلطانى بود ، در توى واپور به مباركى تجديد و تحويل شد . تفصيل اين اسكله ، مشروحا سابقا نوشته شده [ و ] چيزى كه تازگى داشت ، شدت سرما بود ، كه در توى واپور به همهء مسافرين سخت مىگذشت . كشتى بعد از حركت كردن از محاذى « طربوزان » به فاصلهء 12 ساعت به اسكلهء « باتوم » كه اولين اسكلهء دولت « روس » است ، رسيد . به محض ورود ، يك نفر صاحب منصب « روس » از اسكله به واپور آمده ، تذكره‌هاى حجاج را فردا فردا نگاه كرده ، امضا مىكرد و بعد از آن اذن خروج مىداد . كسانى كه از « اسلامبول » با واپور تجارتى « روس » آمده بودند ، خيلى اذيت كشيدند . از جمله در « باتوم » چند روزى [ را ] به جهت نبودن « واپور » معطل شده بودند . بعد از آن ، آنها را از واپور بزرگ به واپور كوچك نقل و تحويل داده ، روانه داشته بودند . قطع نظر از اينها ، بسا مىشود كه از مأمورين « گمرك » نيز اذيّت بسيار به آنها برسد و ناچار همهء صدمات را متحمل شوند . واپورهاى تجارتى « نمسه » ، هنوز حق عبور از اسكلهء « باتوم » به « پوتى » ندارد . همهء آنها تا محاذى اسكلهء « باتوم » تردد مىنمايند . روز شنبه ، يازدهم ربيع الثانى 1297 [ ه . ق . ] كشتى ، ديروز تمام روز را در ليمان « باتوم » ايستاده بود . امروز ، طرف صبح ، از اين‌جا حركت كرده ، به فاصلهء 3 ساعت به مصب رودخانهء « ريون » رسيده ، ايستاد . از اين‌جا هيچ‌كدام از واپورهاى بزرگ نمىتوانند پيش رفته ، داخل رودخانه شوند . بايد واپور كوچكى كه مىتواند در توى رودخانه تردد نمايد ، به محلى در وسط دريا ، كه كشتى بزرگ در معظم ماء لنگر انداخته است ، آورده ، به او چسبانيده ؛ مسافر و مال التجاره را از آنجا برداشته ، به اسكله برساند .