هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
330
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مشهور اين شهر در ازمنهء سابقه مجمع فضلا و مسكن علماء بوده [ است ] . اكنون نيز مانند سابق انواع علوم رواج دارد . از اكثر ولايات اطفال را آورده ، در اين شهر به تعليم « علوم » و تحصيل « معرفت » مىگذارند ؛ و بدين ملاحظه ، اين شهر را « مدينه العلماء » نامند . اكثر اهل شهر به غير از لسان « عربى » كه زبان مخصوص ايشان است ، به چند السنهء خارجى نيز آشنا هستند . در امورات مدنيت به نحو اكمل متمكن هستند . هرچند ولايت « سوريه » قريب به 20 اسكله دارد ، ولى هيچيك در بندريت و معموريت قرين اين بندر نيست . مدخل و مخرج اكثر ولايات « سوريه » از اينجا است . حاصلات « ارضيه » از قبيل « حبوبات » و « فواكه » در آنجا به عمل مىآيد . محصولات « صناعيه » الجه « 1 » « شام » و عباى « جونيه » و منسوجات « حريريه » ، به خصوص در نواحى شهر « بيروت » ، به غايت « ظرافت » و « لطافت » به عمل مىآيد . « ابريشم » اينجا را ، اكثر تجار به ابريشم « شكى » و « شيروان » و « گيلان » مىدادند و بدين واسطه اطراف شهر را اكثرى « توتزار » است . چه بسيار است درختان « پورتغال » و « نارنج » در جنبين راهى كه « بيروت » به « شام » و « سعديه » مىرود . اطراف و جوانب شهر ، چون روضهء ارم خرم و بلبل با گل در چهار فصل همدم هرگز در آن باغ و راغ باد گرمى كه موجب پژمردن نهال قامت عروسان گلبن و باد سردى كه مايهء افسردن طراوات و شاهدان شهر و گلشن باشد ، نوزيدى . همانا باغبان بهارى با غارتگران خزانى يار گشته تا فواكه الوان را با رياحين رنگارنگ سبزه بگسترند و گل و ميوه را باهم به بازار آرند . اوراق درختان در جنان از جنبش صبا ، بسان هزاران دستان قصص بستان به دوستان سرودى . درختان ميوهدار با گل بنان سايهدار در همهجا دوشبهدوش دست در آغوش بودندى چنانكه گلها پيوسته از دميدن نسيم خنك در مرغزار نشو و نما نمودندى . اهالى شهر نيز بسان ساكنين « خلخ » به هر سوى و « 2 » بهر كوچميدندى ، از حسن و
--> ( 1 ) . الجه ( Alja ) يا الچه ، نام نوعى قماش است ، جامهء راه يا رنگارنگ . ( 2 ) . روى يك كلمه خطخوردگى مشكى است و ناخوانا است .