هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
246
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مىكنند . از جمله تقلّبهاى ايشان در اين شهر اين است كه به منزل بعض حجّاج بىبصيرت آمده ، مىگويند كشتى خوب ، متعلق به فلان كمپانيه ، امروز وارد ليمان شد و غروب به طرف « جدّه » حركت مىكند و از همهء كشتىها ، حجّاج را ارزانتر مىبرد . به ملاحظهء ارزانى و خوبى و تندروى ، بيچاره حاجى گول خورده ، راضى مىشود كه پول بدهد و از او بليت بگيرد . بعد از آنكه پول گرفت ، بليت غير معمولى كه اغلب به خط فرنگى نوشته شده ، نه تعدادش و نه انتهاى مسافتش مفهوم آن است ، در دست آن بيچاره داده ، سرگردان و معطّل مىنمايند ؛ چنانچه جمعى از حجّاج را گرفتار اين سرگردانى ديديم . پس مرد مسافر ، هوشيار بايد ، كه خود تحقيق وصول واپور را به اسكله بنمايد و اندك زحمتى كشيده ، به رأى العين خوبى كشتى را مشاهده كند و خود بليت گرفته ، روانه شود . چون ليمان اين اسكله ، يعنى جايى كه كشتىها لنگر مىاندازند ، به آبادى دور است ، از اين جهت تقلّب زياد مىكنند . « اسماعيل پاشا » از شهر تا ليمان ، خيابانى عريض كه از روى آن خط راهآهن تا به ليمان وصل مىشود ، كشيده و در اينجا ميدانى وسيعى ترتيب داده ، يك دستگاه « عمارت دولتى » درست كرده است [ و ] هميشه طبيب و مستحفظ در آن مكان مأمور هستند . حجّاج يا هر مسافر بايد قبل از آنكه آمده ، به كشتى بنشيند ، از شهر به همينجا آمده ، خود را به طبيب بنمايد و از او « تذكرهء عبور » - كه قيمت آن سه قروش است - گرفته ، در نزد خود نگاه دارد . در حين سوارى به كشتى ، مأمور « حافظ الصحه » آمده ، به مسافرين يكىيكى نگاه مىكند . اگر نوشته [ اى ] از طبيب ، كسى در دست دارد ، اذن عبور خواهد داد و الّا مانع از رفتن خواهد شد . جزر و مد « بحر احمر » در شهر « سويس » از همهجا واضحتر است . طرف صبح ، آب تا نزديكى عمارت آمده ؛ باز به فاصلهء چند ساعت عقب رفته ، مسافتى بسيار خشك و بىآب مىماند .