هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

236

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

است ، در غربى شهر ، به فاصلهء 2 فرسخ مسافت اتفاق افتاده [ است ] . روزى به جهت تماشاى اين بناى رفيع البنيان ، در خدمت جناب « آقا » عزيمت آن مقام نموده ، به فاصلهء يك ساعت [ و ] نيم با كالسكه به آن مكان رسيديم . از شهر تا گنبد مزبور ، خيابانى مستقيم كشيده ، و درختان سايه‌دار جنبين آن خيابان كاشته‌اند ؛ ولى در موسم طغيان « نيل » ، عبور از اين مقام ممتنع است . وضع گنبد را مربع مخروط به شكل « اكليل » « 1 » ساخته‌اند . مهارتى در حجّارى آن نموده‌اند كه بعد از دقت بسيار ، جفت‌كارى سنگها را مىتوان فهميد . چنان مشهور است كه در عهد « هارون الرشيد » ، بعد از سعى بىشمار ، مدخل اين گنبد را گشوده‌اند . بنده حقير ، با دو نفر ديگر از همراهان ، به تماشاى داخل اين گنبد رفتيم . « اعراب » چندى كه اهل آنجا و بلد بودند ، به اتفاق دو نفر « سائق » « 2 » و « قائد » در روشنائى چراغ از مدخل آنجا داخل شديم . اشخاص نابلد نمىتوانند تنها داخل شوند . بعضى كه واهمه مىكردند ، نيامدند . اول راه سرازير و عرض و ارتفاعش كمتر از متر بود . چندى مكبّا « 3 » پيش رفتيم . بعد ممر اندك وسعتى به قدر قامت پيدا كرده ، راه سربالا پيچيد . زير پا آن‌قدر صاف بود كه پا نمىايستاد . بعد از طى مسافتى ، به مكانى وسيع مثل طاق فضائى رسيديم . 4 متر عرض و 7 متر طول و تقريبا 3 متر ارتفاع داشت . فضايى بود خيلى تاريك و هوايش زياد حبس [ بود ] . چيزى ديده نشد . زود از اين اتاق بيرون آمده ، بعد از طى طرق صعب المسلك ، « 4 » در بالاى همان اتاق ، « 5 » فضاى ديگرى را ديديم . در اين مكان سنگى سياه مجوّفى بود . نقل كردند كه چند « جنازه » در آن بوده ، كه چندى قبل بيرون آورده ، به « اروپا » برده‌اند .

--> ( 1 ) . تاج ، تاج مرصع . ( 2 ) . راننده ، شخصى كه نابينا را از پس راند سائق است و از پيش كشد نابينا را قائد است . ( 3 ) . بر رو انداخته شده ، بر روى افتاده ، سرنگون شده . ( 4 ) . راه دشوار . ( 5 ) . در اصل : اوطاق