هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

230

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

در ايام حكومت « محمد على پاشا » ى مرحوم ، رونقى تمام داشته [ است ] . هركسى كه به تماشاى اين باغ برود ، بايد از « ديوان‌خانه » بليت بگيرد . بندهء حقير با چند نفرى به تماشاى اين باغ رفتيم . باغ باصفايى بوده است . حالا از رونق افتاده ، مستحفظين به‌طور مرغوب نگاه نداشته بودند . و نيز يكى از باغات ، جزيره‌اى است كه « اسماعيل پاشا » ، خديو « مصر » ، از جميع حيوانات دنيا در آن باغ فراهم آورده بود . بعد از آن‌كه « فرنگيان » به خاك « مصر » راه تردّد گشودند ، جميع حيوانات آنجا را متفرق ساخته ، اكنون غير از چند طيورى و جانوران مأنوسى اثرى نمانده ؛ ولى خود باغ مرغوب و بافضا است . با گل‌هاى غريبه ، متن باغ را كاشته [ و ] مىتوان گفت : همه يكپارچه گل بود . و نيز يكى از باغات ، « باغ نو » ى است كه در كنار رود نيل ساخته‌اند . غير از اين باغات ، « اسماعيل پاشا » در وسط شهر ، در مقابل « خزانهء دولتى » ، باغى مرغوب و تازه احداث كرده ، كه تقريبا 10 خروار زمين دارد . ديوارش همه معجرهاى « 1 » آهنين است . در اين باغ ، يك درخت ميوه يا دو درخت شبيه به هم يافت نمىشود . جميع درختهايش « گل فرنگى » است و بس . در اين باغ از صبح تا ساعت 8 آزادى است كه هركس مىتواند بىممانعت رفته ، سياحت بكنند . بعد از آن ، از هر شخصى يك « غروش » گرفته ، به باغ مىگذارند داخل شود . در داخلهء اين باغ ، دو « تياترخانه » و يك « عكاس‌خانه » و 5 « قهوه‌خانه » درست كرده‌اند . در وسط باغ ، در جاى مخصوصى ، سربازها عصرها جمع شده [ و ] موزيك مىنوازند . نهر عميقى را در اطراف باغ دور داده ، كه آب هميشه از آن نهر جارى شده ، به بركهء وسيعى مىريزد . در يك طرف آن درياچه ، تلّى مجوف مثل كوه طبيعى از سنگهاى مصنوعى ترتيب داده [ و ] در دامنهء آن انواع گل و رياحين كاشته‌اند . در اين باغ ، درختى بود كه از شاخه آن ريشه [ اى ] آويخته ، بعد از آن‌كه به زمين مىپيوست ، پس از مدتى مثل آن درخت شده ، به مسافت زيادى ، همين‌طور اين

--> ( 1 ) . معجر ( me ? jar ) كه به شكل معجر تلفظ مىشود ، به‌معناى سرپوش .