هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
215
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مختصر آنكه در ايّام خلافت خود به سوزاندن كتابخانه آنجا امر كرد . در اين خصوص ، « دانشمندان » و « حكيمان » شفاعت خواستند . جواب داد : « طبيبان را علّت جستن و حكيمان را دقت جستن ، خاطر خود خستن و مايهء خود كاستن است . اين « كتب » و « تواريخ » يا مطابق « قرآن » است ، يا نيست . اگر هست ، با بودن « قرآن » ، ما را از آن چه سود . اگر نيست ، در سوزاندن رطب و يابس « 1 » جعليه و كذبيّه ، چه حيف » . پس حكم كرد همه را سوزاندند . اكنون شهر « اسكندريه » اولين اسكلهاى است در خاك « افريقا » و مركز حمل متاع مغربزمين به مملكت مشرق زمين . اگر « قانال » جديد را احداث نمىكردند ، رونق اين شهر 100 مرتبه بيشتر از اين بود ؛ ولى از اين فقره ، خيلى رونق شهر كاسته شده است . به بندر « اسكندريه » 20 ميل انگليسى مانده ، فنر چراغى كه شبها مىسوزانند ، پيدا است . و از اينجا تا كنار دريا ، رنگ آب گلآلود به نظر مىآيد ؛ و رفتهرفته تغيير لون آب زياد مىشود ، تا اينكه به ليمان مىرسد . « محمد على پاشا » ى مرحوم ، « ليمان » خيلى خوبى براى بندر « اسكندريه » درست كرده ، كه هر سنگ مربع آن به يك ليراى انگليسى تمام شده ؛ چون كنار دريا آنقدر عميق نيست و سفاين در گل فرو ننشيند . طايفه [ اى ] از « اعراب » كه بلديت كامل به اينجاها دارند ، در ساحل نشسته ، كارشان « قلاووزى » « 2 » است ، يعنى « ديدهبان » و « قائد » . وقتى كه كشتى از دور پيدا شد ، « قلاووزها » از ساحل به توى كشتى آمده ، واپور را داخل ليمان مىكنند . در مسافت 12 ميل « اسكندريه » ، جزيرهء كوچكى است به اسم « لاردنلسان « 3 » آدميرال » ،
--> ( 1 ) . تر و خشك . كنايه از دو گونه سخن بىمعنى و خوب است . ( 2 ) . قلاووز ، واژهاى تركى است بهمعناى مقدمهء لشكر ، راهبر ، راهنما . به شكل قلوز ، قلاوز ، قلووز يا قلابوز هم نوشته مىشود . ( 3 ) . هوراشيونلسون ( Horatio Nelson ) ، دريا سالار انگليسى ( 1758 - 1805 م . ) كه در جنگهاى انقلاب فرانسه به شهرت رسيد . ناوگان فرانسه را شكست داد و نقشهء ناپلئون را براى تسخير مشرق بههم زد . دانماركىها را در سال 1801 م . در كپنهاگ و ناوگان مشترك اسپانيا و فرانسه را در ترافالگار نابود ساخت ، اما