هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
213
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« كاپطن » اسباب « بحر پيمائى » داشت . او را به آب انداخته ، مىگفت كه اين كشتى در هر ساعت 10 ميل سير مىكند . روز سهشنبه ، نوزدهم الى بيست و پنجم شهر شوال 1296 [ ه . ق . ] [ اسكندريه ] كشتى حوالى ظهر ، داخل ليمان « اسكندريه » شده ، به قدر 10 كيلومتر به لب آب مانده ، ايستاد . گفتند : « محمد على پاشا » به جهت محافظت شهر از طرف بحرى شهر ، به قعر دريا حكم كرده سنگهاى بزرگ ريختهاند ، كه كشتى به قرب شهر داخل نشود و شهر از آسيب واپورها مصون ماند . كل « قاپطينها » « 1 » در اين مواقع جرأت ندارند مادامى كه بلدهاى حاذق « اعراب » كشتى را عبور ندهند ، محال است كه كشتى سالم بگذرد . بعد از آن كشتى به واسطهء راهنمايى « اعراب » از اين محل پر خطر عبور نمود ، داخل ليمان بزرگ گرديد . در اسكل [ ه ] ها ، جايى را با سنگهاى بزرگ ديوار كشيده و محوطه نمودهاند ، كه كشتى داخل اين مقام شده ، از صدمهء توفان مصون ماند و اين محوطه و پناهگاه را « ليمان » گويند . همينكه واپور داخل ليمان شد ، قايقچ [ ى ] ها مانند تگرگ به اطراف واپور مىريزند . اكثر قايقچ [ ى ] ها با « سمسار » و « دلال » به استقبال آمده ، مسافرين را به منازل و قهوهخان [ ه ] ها دعوت مىنمودند ، و هريك ، كاغذ چاپى از هر قهوهخانه در دست داشتند كه مسافر به دلالت همانها به مهمانخان [ ه ] ها بروند . اهالى « ايران » در خان [ ه ] هاى مخصوص و در قهوهخانهء « عباس آقاى تبريزى » منزل مىكنند . مشاراليه « 2 » مدتى است كه در « اسكندريه » توطن نموده ، قهوهخانهء بزرگى در كنار دريا دارد ، ولى نسبت به ساير قهوهخان [ ه ] ها غير مرغوب است . مخصوصا يادآورى مىكنم كه در حين حملونقل از كشتى و راهآهن ، مسافرين و حجاج هشيار بوده ، اسباب و اوضاع خود را پريشان ننمايند . در حين بيرون آمدن از « قايق » در جلو « گمركخانه » ، بليت را اجزاى « ضبطيه » ضبط كرده ، مهرى به عوض آن مىدهند كه بعد از امضاى « تذكره » و اخذ وجه مخصوص رد مىنمايند . تفصيل وجوهات بليت بنادر ، در جزو وقايع « جده » مذكور خواهد شد .
--> ( 1 ) . كاپيتانها . ( 2 ) . نام برده .