هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
181
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
حراست شهر ، چند « قراولخانه » معدودى گذاشتهاند . ابتداى رودخانهء « ريون » از جبال « كوتايس » است . « كوتايس » شهر بزرگى است كه دار الحكومهء ولايت « باشاچق » و واقع ما بين « تفليس » و « پوتى » است . قبل از وضع راهآهن كه اينجا « معبر قوافل » بوده ، كمال آبادانى را داشته ، بعد از معمولى راهآهن كه از معبريّت افتاده ، نسبت به سابق از آبادى تنزّل كرده ، باوجود اين اهالى آنجا غيرتمندانه حركت كرده ، روزبهروز به مدنيت و آبادى شهر مىافزايند . وجه تسميهء اين ولايت [ به ] « باشاچق » آن است كه اهالى ، مرد و زن ، سر خود را نمىپوشند . خلاصه ، رودخانهء « ريون » در نزديكى آبادى « پوتى » دو شعبه شده ، داخل دريا مىشود . به جهت عبور [ و ] مرور از بندر به توقفگاه راهآهن ، در روى همين رود « پل آهن [ ى ] » بسيار خوبى ساختهاند كه از همهء پلهاى آهن ، حتى از پل شهر « تفليس » بهتر است . 335 قدم طول دارد . مخارج اين پل 000 ، 450 « منات » « 1 » شده است . هركه از اين پل بگذرد ، خواه سواره يا پياده ، ايابا و ذهابا ، از هر سرى يك « كاپك » « 2 » مىگيرند . 3 « كاپك » روسى ، معادل 100 دينار است . روز شنبه ، هيجدهم شهر رمضان 1296 [ ه . ق . ] امروز حوالى ظهر ، بليت از « آجنتا » « 3 » گرفته ، بعد از ظهر با « واپور » كوچك موسوم به « ريون » ، كه در رودخانهء « ريون » تردد مىكرد ، سوار شده ، متوجه « باتوم » شديم . تا نيم ساعت در رودخانه با مجراى آب حركت كرده ، بعد از آن داخل « بحر سياه » شد . محل تلاقى رودخانه در دريا معلوم است . از اينجا دورنماى شهر « باتوم » از دور نمايان [ است ] ، [ به ] خصوص اين وقت روز كه عصر بود ، تماشاى ساحل دريا و درختان جنگلى كه شهر را فراگرفته و عكس همهء آنها به سطح آب افتاده بود ، خالى از غرابت نبود . [ باتوم ] بعد از 4 ساعت وارد « باتوم » شديم .
--> ( 1 ) . در اصل : مناط ( 2 ) . كپك ، پول فرد منات . ( 3 ) . آژانس ( Agence ) .