هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

156

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بزرگى » سردار مزبور ترتيب داده بود ، كه در منظرگاه و چشم‌انداز « عمارت » واقع است ، كه اين باغ نيز موسوم به « باغ حسين خانى » است . در وسط باغ « كلاه فرنگى » پنج مرتبه « 1 » هست ، به همان‌طور [ و ] بدون عيب باقى مانده ؛ كه هردو الآن متعلق به « دولت » است . مستحفظ همين باغ نقل كرد كه بعد از وضع مخارج سالى 2000 « منات » از منافع اين باغ عايد « دولت » مىشود . غير از اين باغ ، دو باغ ملّتى است ؛ يكى بزرگ و ديگرى كوچك . عصرها جماعت شهر با همديگر در اين دو باغ به « سياحت » و « تفرّج » مشغول‌اند . در تفرّج‌گاه باغ كوچك كه روبروى « ديوان‌خانه » است ، عصرها يك دسته « سالدات » آمده ، در مجمعى دور زده ، مشغول نواختن موزيك مىشوند . در ميدانچهء موسوم به « نخجوان » ، كالسكه و پايتون و عراده نگاه داشته‌اند ، كه در خارج و داخل شهر سوار شده ، گردش بكنند . استحكامات « ايروان » بيشتر از « نخجوان » است . انبارهاى « غلّه » و « بكسمات » « 2 » و « قورخانه » بىحدّ و حساب است . در اين ايّام ، چند فوج « سالدات » در توى « باغ ملّتى » چادر زده ، صبح‌ها با تفنگ‌هاى ته‌پر ، جوانان از 15 سالگى الى 20 سال كه به مشق « ژيمناستيك » و به ساير حركات « پياده نظام » مشغول بودند ، لباس‌هاى تابستانى سفيد و نظيف در برداشتند . لباس رسمى تابستانى آنها عبارت است از يك « شاپقاى » « 3 » كوچك و يك پيراهن از قسم « كتان » و يك شلوار سفيد با كمرى پوشيده و نيزهء تفنگ را با « فانسقه » از روى آن بسته ، چكمهء بلند در پا دارند . به هر سه نفر از اين « سالدات » ها يك باب چادر معيّن است . اوضاع « قشون‌دارى » دولت « روسيّه » را نمىتوان كما هو حقّه « 4 » تحرير و بيان كرد ، و حال آن‌كه اين قطعهء « قفقازيّه » در اين نزديكىها نظم گرفته [ است ] . از اين‌جا بايد

--> ( 1 ) . طبقه . ( 2 ) . بكسمات يا بقسمات ، نوعى از نان روغنى باشد كه روى آن را مربع مربع بريده ، بپزند و بيشتر مسافران به جهت توشهء راه بردارند . به آن نان سوخارى هم مىگويند . ( 3 ) . شاپقا يا شاپكا , ( Chapka ) نوعى كلاه مردم روس است ، در لهستان به آن چاپكا ( Chapska ) مىگويند . ( 4 ) . چنان‌كه شايد ، چنان‌كه حق اوست .