هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
151
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مرسوم « 1 » اين سوارهاى « قزاقى » ، هر يكى در هر ماه 14 « منات » است . مرسوم اين سوارها بالنسبه كمتر از سوارهاى نظام است . رئيس سوارها كمال مواظبت را دارد و نمىگذارد كه سوارها « مواجب » گرفته ، در خانهء خود مشغول استراحت باشند ، يا « مواجب » آنها از سر موعد گذشته ، عذر آورده ، از خدمت غفلت نمايند . در اين منزل ديدم كه « نايب سوارها » ، در وقت « سان » ديد دو نفر از آنها « غايب » هستند ، جهت غيبت را پرسيد . حاضرين جواب دادند كه به شدّت ناخوشاند . آن « نايب » كمال اصرار و تشدّد را مىكرد و به صداى بلند داد مىزد كه دولت « مواجب » بدهد ، نوكر نگاه دارد و ايشان « مواجب » را مفت خورده ، در خانه بنشينند . بعد از رسيدگى ، چون عذر آن دو نفر را مسموع ديد ، دو نفر جوان كارآمد در عوض آنها آورده ، به محافظت راه مأمور كرد . اين است كه كمال « مواظبت » و « اهتمام » را « مستحفظين » داشته و راهها از « دزد » و « اشرار » ايمن است . روز دوشنبه ، ششم شهر رمضان 96 [ 12 ه . ق . ] قمرلو طرف صبح سوار شده ، بعد از ظهر به قريه « قمرلو » رسيديم . جاى مرغوب و منزلگاه خوبى است ، ولى مسافرين را در اين قريه به جز « كاروانسراها » جائى ديگر ممكن نيست . مسكن خوب اينجا « چاپارخانه » است . از « سرحد » تا اينجا در هر « چاپارخانه » كه به اصطلاح « روسيّه » ، « استانسيا » « 2 » گويند ، به تفاوت عرض راه ، از 10 اسب الى 15 اسب بسته بودند . اسبهايش چاق و خوب بود ، ولى عراب [ ه ] هايش كهنه و شكسته است . همهء اين چاپارخان [ ه ] ها « مقاطعه » و به اصطلاح خودشان « پودرات » « 3 » است و از جانب دولت نيز در عوض كرايه « پوستى » كه حامل « امانت » و « نوشت [ ه ] جات »
--> ( 1 ) . مواجب ، ماهانه ، مقررى . ( 2 ) . همان Station ( استاسيون ) انگليسى ، بهمعناى ايستگاه و جايگاه است . ( 3 ) . پيمانكارى .